• سه شنبه، 28 شهریور 1396
  • Tuesday 19 September 2017
گروه خبر: اخبار‌مهم / اقتصاد کلان / گفتگو  -  شماره خبر: 8052  -  18 شهریور 1396 ساعت 20:14

سیروس الوند آیدین آغداشلو سهراب پورناظری در گفتگو با آفتاب اقتصادی پاسخ می‌دهند:

اقتصاد، هنر و بودجه‌ی دولتی
آفتاب اقتصادی: موضوع هنر و اقتصاد هنر در سرزمین داعیه‌داران هنر دیر زمانی است که ذهن اهالی هنر و همچنین دولتمردان وادی سیاستگذاری را به خود مشغول کرده است، اینکه بودجه‌ی دولتی و اختصاص منابع عمومی بالاخره خوب است یا بد، و اینکه آیا حمایت‌های دولتی  از هنر به دولتی شدن هنر می‌انجامد یا خیر موضوع بحثی است که با سه هنرمند شاخص در سه عرصه‌ی متفاوت هنر  انجام داده ایم .
آیدین آغداشلو هنرمند نام آوازه‌ی ایرانی، سیروس الوند کارگردان سرشناس و سهراب پورناظری موسیقدان که کنسرت اخیرش به همراه همایون شجریان  تحسین همگانی را در پی داشت، به پرسش‌های ما در این باره پاسخ می‌دهند .

سیروس الوند:
   نمی گذارند !



سیروس الوند کارگردان در این باره به آفتاب اقتصادی گفت: باید پیش از همه این موضوع روشن شود که منظور از ورود و حضور دولت و نهادهای دولتی به عرصه هنر و سینما چیست، باید از ابتدا این مسئله روشن شود که سرمایه ایجاد مالکیت می‌کند، ایجاد اختیار نمی کند، اختیار کماکان در اختیار کارگردان است، با نویسنده است، با کسانی است که فیلم  و اثر هنری محصول خلاقیت آنها است . اگر واقع بین باشیم باید متوجه این موضوع باشیم که بودجه‌های که در بخش خصوصی وجود دارد، کفاف فیلمسازی حال حاضر را نمی دهد . اگر سالانه تولید سینمای ملی را عدد فرضی صد فیلم در نظر بگیریم، بودجه بخش خصوصی به اندازه تولید 20 فیلم هم نمی شود، مضاف بر آنکه با بودجه بخش خصوصی در حال حاضر نمی توان فیلم تاریخی ساخت و یا پروداکشن‌های بزرگ و قابل قبول و همچنین دکور مناسب از کار درآورد. این‌گونه فیلم‌ها همیشه با بودجه‌ی دولتی ساخته می‌شود . اما مشکل کار در اینجا پیش می‌آید که با بودجه‌ی دولتی، سلیقه، تفکر، ایدئولوژی‌های تحمیلی می‌آید و به همراه بودجه برداشت‌های شخصی نیز می‌آید . به خاطر همین زوائد و حواشی بودجه‌ی دولتی است که برخی معتقدند که اصلاً نباید بودجه‌ی دولتی به سینما ورود کند تا بتوان سینما را از چنین سلایق شخصی و افکار تحمیلی دولتی مصون نگه داشت  و الا با بودجه‌ی بخش خصوصی نمی توان این سینما را به این شکل پیش برد .
 سیروس الوند در ادامه افزود : به لحاظ اقتصادی بخش خصوصی اصلاً توان ارائه خوراک مناسب به سینمای ایران را ندارد . ما به آن صورت بازاری در اختیار نداریم، بازارهای منطقه ای به روی ما بسته است، همیشه گفته ام، سینمای ما زمانی می‌تواند مدعی جهانی شدن بشود که فیلم‌های ما به صورت عمومی در جهان اکران شود، شرکت در جشنواره‌ها و کسب جوایز بسیار عالی است، اما این به معنی جهانی شدن نیست.
 اگر از من بپرسند که سینمای ما جهانی است، می‌گویم نه . مفهوم جهانی شدن به این معنی است که تمام مردم دنیاز از قومیت‌ها،  مذاهب و ملل مختلف ما را ببینند، با فرهنگ ما و معنویت ما که این همه از آن سخن می‌گوییم، از دریچه هنر و سینما آشنا شوند، متاسفانه چنین امکانی در اختیار نداریم. در ایران هم بازار ما محدود به تهران و چند مرکز استان محدود می‌شود و بلافاصله نیز دی‌وی‌دی‌های قاچاق همچون بختک بر سر پیکر نزار فیلم‌ها حاضر می‌شود. فیلم اصلاً فرصت عرض اندام پیدا نمی‌کند.
در دو سال اخیر اگر آمارها را بررسی بفرمایید، نتایج جالبی به دست می‌آید، بالفرض از بیش از 120فیلمی که اکران شده است، 70 درصد فروش مربوط به پنج یا شش فیلم است و 30 درصد فروش نیز سهم بیش از 100 فیلم دیگر است. چنین تقسیم منابعی در فروش خود گویای بسیاری مسائل است که نیازمند بحث و واکاوی جدی است . این آمار به معنی توفیق اقتصادی هنر نیست، عده ای از روی نادانی این آمار را ارئه می‌دهند و این مقدار فروش به معنای موفقیت سینمای ایران در فروش نیست و متاسفانه آمار به صورت ریز ارائه نمی شود که دیده شود که چه تعداد فیلم از این مسئله بهره‌مند شده اند . نکته غم‌انگیز دیگر هم این است که فیلم‌های پرفروش را نمی توان جزء فیلم‌های خوب کار شده در سینمای ایران طبقه‌بندی کرد، به غیر از یکی دو فیلم از اصغر فرهادی فیلم‌های دیگر، اما در رده‌بندی کیفی بالایی قرار ندارند.  
سیروس الوند در پاسخ به این پرسش که اهرم دولتی اکران در این آشفته بازار، چه نقشی دارد،  و آیا سینمای ایران کشش جذب بخش خصوصی را برای به دست گرفتن اکران عمومی را ندارد، گفت: نمی‌گذارند !، خیلی از سینما‌های ایران  که کیفیت خوبی دارد و در شهرهای بزرگ قرار دارد، همگی در دست یک نهاد است، آن نهاد اگر دوست داشته باشد، فیلم را اکران نمی کند، آن هم فیلمی که پروانه نمایش دارد، خودش برای خودش هزار یک ارشاد و ممیزی دارد، چنین برخوردهای در این سه دهه صدمات بسیاری به سینما وارد آورده است . البته سینما را نیز رها نمی کنند، زیرا گیشه منبع نقدینگی است و نه در بردارنده‌ی چک برگشتی است و نه معضلات فروش شرایطی را دارد و دوستان از آن منتفع می‌شوند و برای همین نیز علاقه‌ای به بلند شدن از این خوان نعمت ندارند .
سیروس الوند در ادامه افزود : بسیار هم دوستان مدعی انجام کار انقلابی در عرصه ای هنر هستند، ممکن است که حوزه  هنری در ابتدای انقلاب کارهای خوبی هم در عرصه سینما و هم موسیقی انجام داده باشد، اما در ادامه این روند مطلوب ادامه نیافت و دوستان حوزه هنری با تحریم بسیاری از فیلم‌ها و امتناع از اکران مناسب آنها، لطمه‌ی بسیاری به سینما وارد آوردند. سیروس الوند در ادامه در پاسخ به این سوال که اگر سینما سود‌محور بود و دست دولتی‌ها از سینما کوتاه می‌شد، آیا بخش خصوصی چنین توانی دارد که سینما را به لحاظ اقتصادی و مالی حمایت کند، گفت: اگر به همراهش بحث ممیزی نیز حذف شود، بله ! متاسفانه شرایط ما با کشورهای دیگر متفاوت است، شرایط حاد سینمای ایران با دیگر کشورها تفاوت بسیار دارد، همیشه شاهد مثال‌های بسیار از سوی دوستان در مقایسه‌ی سینمای ایران و دیگر کشورها هستیم، اما مگر شرایط ما یکی است که در مبحث خروجی این دو را با یکدیگر مقایسه کنیم ؟ کجا در کشورهای دیگر فیلمی که به صورت قانونی پروانه‌ی اکران گرفته است، تنها با یک سخن یک نفر در یک شهر از روی پرده‌ی سینما پایین کشیده می‌شود،سینمای ما با صد‌ها ارشاد و ممیزی پیدا و پنهان روبه رو است. رئیس‌جمهوری که تا چنین میزانی رای آورده است با چنین حجم عظیمی توطئه و توهین رو به رو است، وقتی رئیس‌جمهور منتخب میلیون‌ها نفر  با چنین مسئله‌ای رو به رو است،
نمی توان در عرصه‌ی هنر و سینما نیز انتظار داشت که  تحمیل سلیقه و خود‌بینی جای خود را به خرد و تعقل جمعی بدهد.
 آیدین آغداشلو:
اثر هنری کالا نیست
 


آیدین آغداشلو نقاش برجسته در پاسخ به این پرسش خبرنگار آفتاب اقتصای که آیا موافق تزریق بودجه‌ی دولتی به هنر به ویژه هنرهای تجسمی هستید یا خیر، گفت : بنده متخصص اقتصاد هنر نیستم، اما چون که شصت سال است که کار هنری ارائه کرده ام و فروخته ام، به نوعی با این حوزه مرتبط هستم، به عنوان نظر شخصی می‌گویم، اندی وارهول جمله‌ی ماندگار گفته است، وی معتقد بود اگر اثر هنری نتواند تبدیل به کالا شود، نمی‌تواند ماندگار شود، من به شخصه اثر هنری را یک کالا نمی‌دانم و اگر عنوان کالا را نیز برای آن در نظر بگیریم، بی‌شک اثر هنری یک کالای معنوی است . اما اگر بگوییم اثر هنری یک کالای است که عده‌ای بر روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند و آن را خرید و فروش می‌کنند، اتفاقی است که امروزه در دنیا رخ می‌دهد، چه من خوشم بیایید و چه خوشم نیایید، این مسئله مختص به آثار هنری معاصر نیست و از دیرباز آثار هنری قدیمی  توسط مجموعه‌داران خرید و فروش می‌شد . این مسئله از دهه پنجاه شدت بیشتری پیدا کرده است و اثر هنری به صورت کالا درآمده است. اگر این موضوع را به عنوان مقدمه بپذیریم، پس هر نهاد و موسسه‌ای می‌تواند این کار را انجام دهد و در قامت سرمایه‌گذار ظاهر شود . آغداشلو در ادامه افزود : پرسش اساسی این است که این سلیقه و طرز تفکری که در پشت گردآوری آثار قرار می‌گیرد چیست، ممکن است که یک نهاد دولتی میلیاردها تومان هزینه کند، اما مجموعه‌ی قابل توجهی گرد آوری نکند، در مقابل ممکن است که یک شخص حقیقی معمولی با بینشی بزرگ تر یک مجموعه قابل توجه از آثار هنری گرد آورد. پس صحبت بر سر اینکه این کار درست یا نادرست است، نیست، بلکه بحث بر سر نوع نگاه و تفکر مستتر در پشت این مسئله است که موضوعیت دارد . یک مجموعه چگونه گردآوری شده است ؟، با چه سلیقه، درک و شعوری ؟، اینها سوالات بنیادین در نگاه اقتصادی به هنرهای تجسمی است . نفس امر موضوع غریبی نیست، بنیادها و نهادهای بسیاری در دنیا حتی موزه تشکیل می‌دهند، مثل بنیاد بیلر یا پل گیتی در هر جای دنیا که مستقلاً دست به جمع‌آوری مجموعه آثار هنری می‌زنند،  و این آثار را به قصد سرمایه‌گذاری جمع می‌کنند، برخی‌ها را نمی‌فروشند، یعنی این آثار را تبدیل به یک مجموعه عام‌المنفعه تبدیل می‌کنند. طبیعت ما به گونه ای است که شاید تحمل نکنیم که با یک اثر هنری همچون یک کالای مطلق همچون طلا یا ارز رفتار شود، این طبیعت ما ایرانی‌ها است و طبیعت فی‌النفسه شریفی است، اما در دنیا دیدگاه به صورت روتین و عادی ممکن است دیدگاه سرمایه‌محور باشد که به قصد جمع‌آوری آثار هنری دست به مجموعه‌داری می‌زند تا به چهار یا پنج برابر قیمت خرید بفروشند. در زمینه سرمایه‌گذاری نهادهای دولتی هم تمام فرض ما این است که قبول نکنیم که یک اثر هنری یک کالا است، اگر این فرض را بپذیریم ( که نمی‌پذیریم ! )، پس در آن موقع هر کس می‌تواند سرمایه‌گذاری کند، چه یک فرد  و مجموعه‌دار خصوصی، چه یک بانک یا  یک نهاد دولتی و عام‌المنفعه، در نفس سرمایه گذاری نقدی نیست. آنچه که شاید یک مقداری انسان را به درنگ وادار کند، آن است که اولاً چه کسی دارد، سرمایه‌گذاری می‌کند، با چه درکی، چه پیشینه ای؟ آیدین آغداشلو در پاسخ به این پرسش که شاید بحث مالی خیلی برای نهاد دولتی یا شبه‌دولتی مهم نباشد و او از روزنه‌ی ایدئولوژی به این مبحث می‌نگرد تا آن را به خدمت اهداف خود در آورد دیدگاه خود را این‌گونه توضیح داد: ما در این باب دو روش داریم یا اینکه خرید تنها به قصد انتفاع باشد یا به اینکه به قصد منفعت عام و موزه و غیره و ذالک باشد، خب !  ما از پیش از انقلاب و پس از آن این روش را شاهد بوده‌ایم. شاید هزاران قطعه و شیء هنری در بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید و خود موزه هنرهای معاصر این روش را داشته اند و موضوع جدیدی نیست . اما بحث ارزش‌گذاری مبحث  قابل درنگی است، اینکه چه کسانی این آثار را خریداری می‌کنند، اینکه با کدام دیدگاه و زاویه نگرش این آثار جمع‌آوری می‌شوند و چگونه عرضه می‌شوند، بی شک موضوعی است که باید به آن توجه کرد. وی در ادامه افزود : همین الان من فکر می‌کنم شاید هزاران قطعه به وسیله دولت از مجموعه آثار هنر و اندیشه ای اسلامی خریداری شده است . حال باید دید که این صدها اثر هنری را از چه کسی خریده اند و بر چه مبنای شکل می‌گیرد . چون در بستر ایدئولوژیک هم ممکن است در متن آن آثار درخشان به وجود بیایید و آثار کم اهمیت . باید دید آن نهاد دولتی می‌خواهد با این آثار هنری چه کند؟ آیا فقط می‌خواهد این آثار را انبار کند تا پولی به هنرمند برساند، یا به قصد خدمت به هنر این مسئله رخ داده است . می‌توان یک موزه‌ی بسیار عالی از هنر بعد از انقلاب در هنر انقلابی و اسلامی تاسیس کرد که کاتالوگ داشته باشد و خط و ربط، اما اگر هدف از خرید تنها خریداری باشد و جمع کردن یک سری اثر هنری این مسئله را متفاوت می‌کند . شما اگر بخواهید موضوع را دنبال کنید، مواجه می‌شوید با هزاران اثری که در طول زمان عمق خود را از دست داده است. در مجموع سرمایه‌گذاری بر روی آثار هنری فی‌نفسه کار بسیار درستی است . اگر فرض کنیم که اثر هنری یک کالا است، این شامل تمام مراتب می‌شود، در مورد آثار هنری ضرری وجود ندارد، تنها ضرر نبود،  منفعت مالی است. به شکل خلاصه صرف کار هدف بدی نیست، اما نیت و هدف مسئله است .  


سهراب پور ناظری:
موسیقی یک اتفاق ضعیف نیست


سهراب پور ناظری در پاسخ به این سوال که آیا دولتی یا خصوصی بودن بودجه برای وی مفهوم خاصی دارد یا خیر به آفتاب اقتصادی گفت : بودجه دولتی که در واقع در کلیت هنر و به ویژه در موسیقی هزینه می‌شود اصلاً رقم قابل توجهی نیست و در حوزه‌ی موسیقی هزینه‌ی دولتی تنها شاید اگر بتواند حقوق و مزایای کارمندان دولتی شاغل در بخش موسیقی را پوشش دهد و نه بیشتر. اصولاً هم حتماً لازم نیست تا هنر حتماً بودجه‌ی داشته باشد، ما لازم داریم که در بخش آموزش و پژوهش بودجه‌ی تخصیص دهیم که لازم است و ضروری وگرنه حالا دولت بیاید و در قالب یک جشنواره  مختصر بودجه ای اختصاص دهد و از محل آن یک ارکستی نیز ارتزاق کند، این کار اثر‌گذاری نیست.
موسیقی می‌تواند به لحاظ اقتصادی اتفاقاً بسیار هم قوی باشد، اما به دلیل عدم اجرای قانون در بخش  عرضه ما چندین صفر را از جلوی درآمدهای حتمی موسیقی بر داشته‌ایم. طبیعتاً کارهای که می‌توانند خود را اداره کنند با این محدویت‌ها  امکان ظهور و بروز ندارند، پور ناظری در ادامه افزود، پس در جمع‌بندی باید گفت که اولاً بودجه‌ی دولتی به آن معنا در بخش موسیقی وجود ندارد و آن مقدار ناچیز هم به شکل درست هزینه نمی‌شود. اکنون نیز موسیقی قدرتش از بخش‌های که می‌خواهند با آن برخورد دستوری کنند، بیشتر است، موسیقی یک اتفاق ضعیف نیست. ما معضل نبود قانون و اجرا نشدن قانون را داریم و نه معضل بودجه. در واقع اگر مشکل  مجوزها و سلایق حل شود، یقیناً موسیقی می‌تواند روی پای خود بایستد .
وی در پاسخ به این مسئله که آیا این خودکفایی موسیقی شامل تنها افراد موفقی همچون شما می‌شود و یا گمنام‌ها را نیز شامل می‌شود، گفت:  این مسئله شامل همه می‌شود، وقتی یک فاکتوری را در نظر می‌گیریم، الان شما ببینید، اگر یک سی‌دی یا کنسرتی در یک بازه‌ی زمانی ممکن است به نفع دیگر برنامه‌ها نباشد، اما در مجموعه به نفع جهان قالب موسیقی است و حکم گسترش را بازی می‌کند و گسترش به نفع هنر است.