• پنجشنبه، 6 تیر 1398
  • Thursday 27 June 2019
گروه خبر: یادداشت‌  -  شماره خبر: 7256  -  22 مرداد 1396 ساعت 21:27

نیما نعمتی کارشناس ارشد برنامه‌ریزی

آسیب‌شناسی و مدیریت بهینه احساسات شهروندی
گاهی اوقات در نتیجه بروز یک سوءتفاهم یا عدم درک مشترک میان دو یا چند نفر،حس خشم غلیان می‌کند و فرد یا افراد خشمگین از لفظ یا عباراتی در مکالمه خویش استفاده می‌کنند که در شرایط عادی هرگز حتی به آن فکر هم نمی‌کردند. این سرریز شدن خشم،حداقل دو تاثیر مستقیم منفی به‌دنبال دارد. یکی تاثیر ناشی از بروز فشار عصبی و پرخاشگری و ناسزاگویی میان افراد حاضر در جمع که با یکدیگر دچار درگیری لفظی یا حتی فیزیکی شده‌اند و این احساس منفی دو طرفه امکان دارد تا مدت‌ها در ذهن این افراد باقی بماند و در نتیجه نوع گفتار و کردار آنها نسبت به یکدیگر را تحت تاثیر منفی قرار دهد.
تاثیر منفی دیگر این پرخاشگری و فوران خشم فردی یا جمعی می‌تواند بر شاهدان ماجرا و شهروندان حاضر در محیط پیرامونی اتفاق بیفتد که در حال تماشای این رفتارها و شنیدن این الفاظ می‌باشند. تاثیرات عصبی آنی و تقویت حس انتقام‌گیری میان افراد پرخاشگر گاهی به مرز تخلیه احساسات درونی و فراتر از آستانه تحمل،به شکل تظاهرات بیرونی در کنش و واکنش روحی-روانی منجر می‌شود. در شاهدان ماجرا نیز این احساس منفی هرچند کوچک،یک پیش‌زمینه روحی-روانی را شکل می‌دهد. پس باید در جهت تقویت آستانه درک و تحمل شهروندان و تخلیه مثبت انرژی‌ها و احساسات درونی در محیط‌های کنترل شده اقدام شود. محیط‌های کنترل شده محیط‌هایی می‌باشند که در حین تخلیه انرژی‌های درونی فرد یا افراد به آرامش روحی-روانی می‌رسند و در این بین به هیچ فردی آسیبی نمی‌رسانند. گفت‌وگو با یک دوست صمیمی و قابل اعتماد می‌تواند در تخلیه بارهای منفی احساسی و انتخاب مسیر درست راهگشا باشد. می‌دانیم که افراد یک خانواده می‌توانند بهترین یار و یاور یکدیگر در این زمینه باشند.در واقع خشم، نوعی جرم پنهان محسوب می‌شود. خشم جرمی است که بیشتر جرایم و گناهان از درونش‌زاده می‌شود. کنترل خشم از طریق راهکارهای ارائه شده توسط روان‌شناسان و ارائه کتب علمی، آموزش‌های به هنگام و امر به معروف و نهی از منکر امکان‌پذیر می‌باشد. راهکار این است که در برابر احساس خشم،احساس شادی قرار گیرد. شادی واکنشی مثبت در برابر کنشی مثبت می‌باشد.حس شادی فردی می‌تواند زاییده روحی سرشار از محبت باشد.می تواند تبلور بیرونی یک احساس درونی و نشاط حاصل از شنیدن اخباری خوش باشد. حس شادی نیز مانند حس خشم،قابل انتقال به دیگران است. اما شادمانی در صورت عبور از حد و مرزهای اخلاقی مانند همان حس خشم دچار افراط وتفریط شده و مورد بازخواست دیگران قرار می‌گیرد.شادی یک حس مثبت و ارزش‌آفرین است.اما اگر لجام‌گسیخته و کنترل نشده باشد،قابل درک نیست. محیط‌های اجتماعی مملو از انواع کردارها و گفتارهای مثبت و منفی و تراکم احساسی ناشی از  برخوردهای گوناگون می‌باشند. یک انسان تا چه اندازه دارای ظرفیت تحمل احساسی می‌باشد و چه اندازه ظرفیت خود کنترلی و پایش عقلانی دارد؟ گاهی این احساسات در مسیر نادرست آن قرار می‌گیرد. ونوعی آسیب اجتماعی محسوب می‌شود. و خلاصه اینکه واکنش بیرونی این احساسات اشکال و تبعات متفاوتی می‌تواند به دنبال داشته باشد. گاهی اوقات با شنیدن یک خبر چنان ذوق‌زده می‌شویم یا گاهی از شنیدن خبر دیگری سرریز از خشم و غضب می‌شویم.این خشم و غضب می‌تواند به نگرانی‌های بعدی دامن بزند.هرچه دامنه خبر وسیع تر باشد،امکان درگیر شدن افراد بیشتری پیرامون موضوع وجود دارد. گاهی اوقات انتشار شایعات و یا اخبار آمیخته با دروغ در فضای واقعی و فضای مجازی می‌تواند برخورد احساسی را به دنبال داشته باشد. فوران احساسات منفی بر فرد و جامعه تاثیرمنفی بر جای می‌گذارد. هرچه قوای عقلانی به عنوان فرمانده انسان بتواند در تصمیم‌گیری‌های فردی نقش بارزتری ایفا کند، امکان بروز برخوردهای احساسی توسط فرد در جامعه کاهش می‌یابد. مهار احساسات منفی و کنترل روانی جسم انسان با  تلقین‌های مغزی و آموزش‌هایی صورت می‌پذیرد که قدرت تفکر و تصمیم‌گیری مغز را افزایش می‌دهد. و در نتیجه انسان عقلانی تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند. پیش از آنکه در اثر مستولی شدن احساس خشم یا شادی و یا هر حس دیگری مرتکب رفتار و گفتاری شویم به عواقب آن و پشیمانی پس از انجام آن خوب فکر کنیم.برخورد احساسی در برابر برخورد عقلایی یک نقطه ضعف محسوب می‌شود. فوران احساس خشم  ناخواسته فرد را به سمت ارتکاب گناه و جرایم مختلف می‌کشاند.حس پشیمانی از رفتارها و گفتارهای احساسی به سرعت جای حس خشم و شادی بدون مدیریت را می‌گیرد. فرد یا افرادی در اثر شادی کنترل‌نشده به اموال و دارایی‌های دیگران خسارت می‌زنند. بنابراین در هر شرایطی نباید افراد تحت تاثیر شرایط محیطی با رفتارها و گفتارهای ناصواب، امنیت و آرامش عمومی را خدشه‌دار کنند. کنترل بهینه احساسات فردی از طریق ارائه آموزش‌های لازم شهروندی  می‌تواند رفتارها و گفتارهای محیط اجتماعی را به سمت عقلانی شدن سوق دهد.