• جمعه، 3 آذر 1396
  • Friday 24 November 2017
گروه خبر: یادداشت‌  -  شماره خبر: 6377  -  24 تیر 1396 ساعت 21:19

مجید کیاسری استاد دانشگاه علامه طباطبایی

سرمقاله -چربی‌سوزی اقتصادی
برخی قوانین سنتی بازار علی‌رغم آنکه تئوریزه نشده‌اند و به ظاهر بسیار ساده هستند، اما انطباق بالایی با قوانین جهانی اقتصاد دارند، در قدیم و در بازار سنتی، حجره‌های تجاری روابط خاصی با یکدیگر داشتند، مهم‌تر از میزان سرمایه اولیه، اعتبار تجاری بود که آینده تجاری یک تاجر و حجره تجاری‌اش را رقم می‌زد و این اعتبار به دست نمی‌آمد، مگر با دیده شدن و نشست و برخاست با مهتران و در نتیجه امکان فروش بیشتر به کهتران. در واقع امکان مراوده با بنگاه‌های اقتصادی بزرگ‌تر اگر هوشمندانه انجام شود، می‌تواند ایجادکننده روابط تجاری گسترده تر، استفاده از تجارب و تکنولوژی‌های آنها و  در نهایت طی کردن مسیری که موفق‌ها طی کرده‌اند و رسیدن به جایگاه آنها باشد. هیچ کشور  در حال توسعه‌ای وجود ندارد که بر اساس آمارهای بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سایر گزارشات معتبر در رده کشورهای درجه دوم (یعنی توسعه‌یافته‌ای کامل نیستند و جهان سوم  هم نیستند) قرار گرفته باشد، اما درهای خود را به روی جهانیان بسته باشد. در واقع نمی‌توان هم به تمام جهان پشت کرد و هم در حوزه‌ای اقتصادی پیشرفت کرد. این امکان ندارد. اجلاس جی 20 نیز شاید از این منظر مهم باشد، چون به نوعی سیاست‌های یک سال اقتصادی کره خاکی را تبیین  می‌کند و بقیه‌ای اقتصاد جهانی به نوعی ادامه‌دهنده راه آنها هستند. در این اجلاس دو گرروه  وجود داشتند، گروه اول توسعه‌یافته‌ها  همچون آلمان  و ژاپن و دیگر گروه کشورهای بزرگ در حال توسعه همچون، آرژانتین، هند و ترکیه  بودند که به عنوان عضو از 20  اقتصاد بزرگ جهان سعی دارند تا با ایجاد لینک‌های تجاری و صنعتی بیشتری، اقتصاد خود را رشد دهند و از گروه دوم خارج شوند  و به گروه اول بپیوندند. به همین جهت این تفاوت وضعیت اقتصادی، نسخه‌ای که برای اقتصاد این دو طیف نیز پیچیده شد بی‌شک متفاوت بود. اقتصاد جهانی در یک رکود نسبی قرار دارد. کاهش قیمت نفت تنها بر  فروشندگان تاثیرگذار نبوده و  اقتصادهای صنعتی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. کاهش قیمت نفت، در عملی منجر به رفت و برگشت و کاهش تورم و در نتیجه تشدید رکود جهانی خواهد شد، به همین خاطر خریداران نفتی نیز تمایل ندارند تا قیمت نفت از یک حد معمول پایین‌تر برود. در این بین دو سرفصل مشخص برای کشورهای توسعه‌یافته و  در حال توسعه تعریف شد، گروه اول  با نگاهی به مصوبات فدرال رزرو آمریکا، کاهش نرخ بهره‌ای بانکی را مدنظر قرار دادند و  هر چند دلار پس از این موضوع رو به ضعف نهاد، اما بازی با نرخ بهره یکی از اصلی ترین اهرم‌های این دسته محسوب می‌شود. گروه دوم که باید برای اقتصاد ما نیز سرمشق باشند، تعدیل ساختارهای اقتصادی را مدنظر قرار دادند. در مثالی ساده‌تر گروه اول ورزشکارانی با بدن‌های ورزیده و عضلانی هستند که تمرین‌های آنها با گروه دوم که هنوز چربی‌های اضافه‌ای فراوانی دارند فرق می‌کند. چربی‌سوزی اقتصادی در کشور ما نیز برای عیان‌شدن عضلات اقتصاد، باید از رهایی یافتن از شرکت ‌ها و بنگاه‌های دولتی و نیمه‌دولتی آغاز شود. تا اقتصاد به سمت خصوصی‌سازی میل نکند و ریاضت‌های معمول را قبول نکند نمی‌تواند، ادعا کند که به صف ورزشکاران حرفه‌ای پیوسته است.