• سه شنبه، 6 تیر 1396
  • Tuesday 27 June 2017
گروه خبر: اخبار‌مهم / اقتصاد کلان / گفتگو  -  شماره خبر: 5126  -  19 خرداد 1396 ساعت 20:06

آفتاب اقتصادی در گفت‌وگو با وزیر سابق کشاورزی بررسی می‌کند:

بررسی مافیای رسمی میوه در تهران
آفتاب اقتصادی- هیرش سعیدیان: عیسی کلانتری سال‌ها در دولت‌های سازندگی، اصلاحات و پیش از آن وزیر جهاد کشاورزی بود، دولتمردی کارکشته که البته به ذکاوت مشهور است، وی از جدی‌ترین منتقدین سیاست‌های دوره دولت‌های نهم و دهم بود، تشکل تحت امرش خانه‌ای کشاورز حمایتی جدی را از روحانی به عمل آورد، وی البته از جمله اصلاح‌طلبانی است که در عین حمایت معتقد است باید مطالبات مردم را نیز به دولت انتقال داد. وی پرونده درخشانی در احیای نسبی دریاچه ارومیه با حداقل منابع و امکانات از خود به جای گذاشت. وی همچنین بسیار طرفدار محیط زیست و حمایت از منابع آب‌های زیرزمینی و کشاورزی عملی و مبتنی بر تکنولوژی است، البته مواضع وی منتقدانی در میان اصولگرایان دارد.  با وی در خانه کشاورز به گفت‌وگو می‌نشینیم. خوش‌رو و به قول خبرنگارها خوش‌محضر است، رفتارش به گونه‌ای است که می‌توان از وی پرسش پرسید و او خونسرد و بی‌تکلف پاسخ می‌دهد.  
 حضرت عالی در دولت‌های مختلف از ابتدای انقلاب همکاری مدیریتی رده‌بالا داشته‌اید و سال‌ها مقام وزارت داشته‌اید، با توجه به سال‌های که سکان وزارت را به‌ویژه در دولت‌های سازندگی و اصلاحات بر عهده داشته اید، در مقایسه‌ای تطبیقی برآورد خود را از عملکردهای دولت‌های مختلف در این باره بفرمایید؟
در باب موضوع مقایسه باید دقت داشت که مختصات زمانی و شرایط دولت‌ها با یکدیگر فرق می‌کند، پس از دولت نخست وزیر مقام معظم رهبری، دولت اول آقای هاشمی درگیر مسائل پس از جنگ بود، این درگیری با مسائل جنگ همه‌جانبه بود، دانشگاه‌ها عملاً تعطیل بود، بسیاری از دستگاه ها به خاطر شرایط خاص آن زمان در بسیاری پست‌ها از نیروی متخصص تهی شده بود، برخی به هر حال برکنار شده بودند، حجم عظیمی از مشکلات در کنار مقدار زیادی کارهای بر جا مانده وجود داشت که خدا رحمت کند، جناب آقای هاشمی را باید گفت که دولت اول ایشان دولت بازسازی بود، چه نیروی انسانی دستگاه‌های ذیربط، چه مسائل باقی‌مانده از دوران جنگ،  به دلیل جنگ بسیاری از مسائل دوران جنگ نیاز به رسیدگی و بازسازی داشت که به نظرم آقای هاشمی کار بزرگی را انجام داد. کار زیربنایی کشور را در حقیقت می‌شود گفت که دولت سازندگی انجام داد و دولت اصلاحات وارث دولت سازندگی بود که بخش بزرگی از کارها در آن دوران انجام شده بود، اعم از شبکه‌های آبیاری، جاده‌سازی، تامین نیروی انسانی متخصص که در واقع این اقدامات ثمرات خود را در دولت اصلاحات نشان داد؛ و این اقدامات مثمر در دولت اصلاحات ادامه یافت تا سازندگی ادامه یابد. این روند اما متاسفانه منقطع شد، اصطلاح ملایم تری در مورد دولت‌های نهم و دهم نمی‌توان به کاربرد، غیر از آنکه آن دولت، دولت تخریب بود، حتی دستاوردهای دولت‌های سازندگی و اصلاحات نیز به نوعی تخریب شد، در هشت سال دولت مهرورز بیلان منفی سفره ی زیرزمینی ما جمعش به 75 میلیارد متر مکعب رسید، یعنی اضافه برداشت ما از منابع زیر زمینی، در حالی که در دولت اصلاحات 30 میلیارد مکعب، در دولت نخست وزیری مقام معظم رهبری دو میلیارد بود، در هر دو دولت مرحوم هاشمی 10 میلیارد متر مکعب بود. یعنی 42 میلیارد تمام دولت‌های پیشین در برابر 75 میلیارد دو دولت نهم و دهم آقای احمدی نژاد قرار گرفت، منابع زیربنایی کشاورزی عملاً مورد تخریب و هجوم قرار گرفت، به جای توسعه زیربنایی و عمقی بر روی توسعه سطحی تمرکز شد. منابع آبی تجدیدپذیر تبدیل به تبدیل‌ناپذیر شد. ما در کشور آب‌های فسیلی شیرینمان حدود 200 میلیارد متر مکعب بود که 75تای آن را در هشت سال برداشت کردیم و 42 تا 43 میلیارد متر مکعب را در دولت‌های قبل از دولت مهرورز برداشت کردیم، پیش از انقلاب ما در این زمینه بیلان منفی نداشتیم و خروجی این برداشت‌ها موضوعی است جدی به نام «بحران آب »، بسیاری مناطق ما به کم‌آبی دچار شده اند، استان فارس را بررسی می‌کردیم، به دلیل آنکه تولیدات این استان معمولاً آبی است، اما آمار را که بررسی می‌کردم، تا کنون به 400 هزار تن نیز نرسیده است میزان برداشت ما، آب‌های ما شور و کم شده اند، خسارتی عظیم به این ملت بزرگ وارد شده است به دلیل استفاده بی‌رویه و بی‌محابا در آن چهار سال، خساراتی که برای جبرانش نیز متاسفانه خیلی دیر شده است. اکنون نیز که وزارت نیرو به‌شدت به دنبال تعادل‌بخشی است خیلی دیر شده است، سفره‌ها نشست پیدا کرده است، ذخیره‌گاه‌ها حجمشان کم شده است، این مسائل ارجح‌تر بر موضوع تولید است، تولید را با افزایش عامل قیمت بالا ببریم درست می‌شود، ما بیشترین واردات محصلات کشاروزی و میوه‌ها را در دوران آقای احمدی نژاد داشتیم که در سال گاهی تا 12 میلیارد دلار نیز ممکن بود برسد. طراز تجاری محصولات کشاورزی ما به‌شدت منفی بود، سال 91 _ 92 طراز تجاری منفی هشت میلیارد دلار بود که اکنون به حدود 3 تا 3.2 میلیارد دلار رسیده است. اینها خرابی‌های بود که آن هشت سال به وجود آمد، امروز ببینید، جنگل‌های بلوط اگر دچار آتش‌سوزی می‌شود، این جنگل‌ها به دلیل کاهش منابع زیر زمینی و تا حدی کاهش بارندگی به‌شدت آسیب‌پذیر شده‌اند، با موج گرما یا بی‌مبالاتی کسی این جنگل‌های خشک شده به‌سرعت آتش می‌گیرند، در آن زمان که بی‌محابا آب‌های زیرزمینی مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت، کسی به فکر جنگل‌ها نبود، اینها خسارت‌های است که ما خورده‌ایم. کسی که رو بنا را می‌بیند، کمتر به زیربنا توجه می‌کند، فکر می‌کند با کمی اضافه تولید گندم، موفقیت عظیم حاصل شده است، متاسفانه می‌بینیم که آن خودکفایی نسبی سال‌های 83، 84 هم به نوعی تحت‌الشعاع قرار گرفت و از بین رفت.                                                                                                                                            
 آقای کلانتری مواضع شما منتقدینی نیز دارد که البته عموماً در جناح اصولگرا قرار دارند، نقطه نظرات شما در رابطه با واردات محصولات کشاورزی از سوی آنها این‌گونه مطرح می‌شود که گویی شما با خودکفایی مخالفید، همچنین شما در سال 95 مسائلی را مطرح کردید که به دلیل بی‌توجهی و بی‌مبالاتی در برخی موارد کار از کار گذشته است، پرسش این است که واقعاً تا بدین حد زمان از دست رفته که دیگر نمی‌شود کاری انجام داد؟
هنگامی که سفره‌های منابع زیز زمینی شما که در آن آب جمع می‌شد، وقتی که خالی می‌شود، آن قسمتی که در آن آب جمع می‌شود به جای آن خاک جمع می‌شود، یعنی دیگر در صورت بارندگی نیز بعید به نظر می‌رسد در آن مجدداً آب جمع شود، به زبان ساده‌تر آن سفره دیگر مرده است.  بنده مخالف خودکفایی نیستم!، احمدی‌نژاد یک کار خوب کرد!، وی در تمام اقداماتش در بعد مسائل کشاورزی لااقل یک کار قابل دفاع انجام داد و آن اینکه نرخ نان مصرفی مردم را کمی افزایش داد، این کار باعث شد تا مصرف نان مردم حدود چهار میلیون تن کاهش یابد، امروز خودکفایی ما به این دلیل می‌تواند پایدار باشد، به دلیل این کاهش مصرف است، متوسط واردات گندم ما سه میلیون تن بود، با توجه به سیاست‌های قبلی که نان مجانی در اختیار مردم قرار دهیم، این پیشنهاد را البته ما در سال 71 مطرح کردیم که البته رد شد. این تعدیل مصرف با منطقی شدن قیمت این خودکفایی را پایدار کرد. بنده مخالف خودکفایی نیستم، من مخالف استفاده غلط و نابجا از منابع هستم، این منابع چه منابع خاکی باشد، چه منابع آبی باشد و چه منابع مالی. خود کفایی در گوشت قرمز برای کشور افتخار نیست. شما برای تولید یک کیلو گوشت 15 هزار لیتر آب مصرف می‌کنید، یعنی 15 هزار کیلو آب در برابر یک کیلو آب. این در حالی است که قیمت هر متر مکعب آب بالای 1400 تومان است.   یعنی به روایتی ممکن است 21 هزار تومان هزینه آب برای تولید یک کیلو گوشت به مصرف برسد، آیا این منطقی عقلایی است؟ !                                                                                                                                             شما باید اول اقتصاد کلان را تنظیم کنید، بعد وارد مباحث خرد بشویم، نه اینکه از خرد وارد مسائل کلان شویم، ما باید برای منابع آب و خاکمان در ارض واقع ارزش قائل شویم نه آنکه این‌گونه راحت آن را به ثمن بخش بفروشیم، این منابع تمام‌شدنی است، متوسط، عمق خاک 22 و نیم سانتیمتر است، متوسط خاک زراعی در جهان بیش از دو متر است. متوسط بارش در کشور ما 200 میلیمتر است در حالی که متوسط بارش جهانی ممکن است به 750 میلیمتر برسد، متوسط تبخیر جهانی یک متر هست متوسط ما به دو نیم متر نیز می‌رسد، افراد این آمار را در نظر نمی‌گیرند، متاسفانه سیاست‌های درازمدت نیز در کشور ما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. امروز در کشور ما همه باید در این‌باره بسیج شویم، از مقامات عالیه نظام تا رئیس‌جمهور و کشاورز و چوپان و همگی. این مسائل بسیار حیاتی‌تر از آن است که با بی‌توجهی ما روبه‌رو شود. هر وقت سیاستی مطرح می‌شود که در آن محصولات کشاورزی کاهش پیدا می‌کند همه عقب‌نشینی می‌کنند در حالی که آن آب ماندگاری‌اش برای ما بسیار پر ارزش‌تر و مهم‌تر است از چند تن محصول. منابع پایه خیلی ارزان فروخته می‌شود و خیلی گران به دست خواهد آمد، شما بخواهید از دریا آب را به مناطق مرکزی کشور انتقال دهید هر متر مکعب یک نرخ غیر قابل باروی هزینه در بر خواهد داشت.

 دریاچه ارومیه و روند احیای آن با توجه به آنکه دولت شما را مسئول احیای آن قرار داد علی‌رغم انتظارات مجدداً قسمت‌های از دریاچه پر آب شد و یک پروژه موفق بود، در صحبتی سال 1403 را به عنوان سال احیای دریاچه قرار دادید برای احیای مجدد دریاچه، آیا این سال این مهم محقق خواهد شد؟
 اگر منابع مالی به موقع تخصیص داده شود، بله!، اگر منابع مالی تخصیص داده نشود، خیر، شما باید ببینید که دریاچه‌ها و باتلاق‌ها در اثر چه چیزی به وجود آمدند، این منابع ایستا در اثر سیلاب‌ها به وجود آمدند و نه در اثر آب‌های جاری معمول، وقتی که پروژه‌های سدسازی آغاز شد، این سیلاب‌ها نیز دیگر به این دریاچه‌ها و باتلاق‌ها نرسید، سیلاب‌ها معمولاً در بهمن‌ماه و اسفند‌ماه و گاهاً فروردین جاری می‌شود، در هر جای که سدسازی کردیم، این سیلاب‌ها به آب تنظیم شده تبدیل شد. ما داریم این حق‌آبه دریاچه‌ها را بر می‌گردانیم. اکنون نماینده ارومیه فشار می‌آرود که این سه تا سدی که نباید ساخته شود، ساخته شود. در حالی که این سه سد بلای جان دریاچه ارومیه خواهد بود. ما البته نیمه‌تمام جلوی آن را گرفتیم. حق‌آبه زمستانه را از سدها گرفتیم، رودخانه‌ها را لایروبی می‌کنیم، رودخانه‌ها را به هم وصل می‌کنیم، حساب دو دو تا چهار تا است، ما معجزه نمی‌کنیم آبی که حق دریاچه است اگر به دریاچه برسد، دریاچه احیا می‌شود، اگر نرسد دریاچه خواهد مرد. در مورد دریاچه بختگان نیز همین‌طور است، آبی که حق بختگان است به توسعه بحث کشاورزی اختصاص یافته است. کشور ما کشور وسیعی از لحاظ وسعت زمین است، هر چقد آب به آن بدهند، کشاورزی قابل توسعه است. اما اشتباهی که صورت گرفته است آن است که حق‌آبه‌های دریاچه‌ها و باتلاق‌ها را از آنها گرفته ایم، امروز گاوخونی نیز همین مشکل را دارد.

 شما این اراده را در دولت می‌بینید که به محیط‌زیست بودجه اختصاص دهند؟
آقای روحانی این اراده را داشت، هر چند ما از عملکرد سازمان برنامه و بودجه ناراضی هستیم، مشکل مالی داشتند و در این بین بودجه محیط زیست قربانی شد.
اما متاسفانه سازمان برنامه و بودجه همکاری لازم را نداشتند، چون مشکل مالی داشتند بودجه لازم را اختصاص ندادند، ما امروز اگر طبق برنامه عمل می‌کردیم وضع دریاچه بهتر از این بود اگر امروز وسعت دریاچه 2500 کیلومتر است با کمی توجه بیشتر دوستان می‌توانست به 2900 کیلومتر برسد. شما اکنون خوزستان را ببینید خوزستان اگر دچار گرد و غبار است اگر می‌گذاشتند حق آب هورالعظیم برسد و خشک نشود قطعا در کاهش کانون‌های گرد و غبار تاثیر می‌گذاشت. اما متاسفانه بی‌مطالعه بر روی کرخه سدسازی شد. این موضوع ورای بادهای سودانیست که از عربستانی به سمت کشورمان می‌آید آن موضوع در اختیار ما نیست، هرچند می‌توانیم با تکنولوژی‌هایی آن را هم تعدیل کنیم اما در مورد کانون‌های داخلی ریزگرد کار به جایی رسیده است که بعد از آن سدسازی‌ها دولت تصمیم گرفته است به هر قیمتی هورالعظیم را احیا کند حتی اگر لازم باشد کشاورزی آن منطقه را تعطیل کند. ما نباید محیط زیست را قربانی اقتصاد کنیم. این اتفاق باید بیفتد. شق‌القمری صورت نگرفته اگر بگذارند آب بیاید و صرف کشاورزی بی‌مطالعه نشود محیط زیست چنین آسیب نمی‌بیند.

 در حوزه رودخانه زاب مشکلی پیش نمی‌آید؟
ببینید ما در آنجا (دریاچه ارومیه) حق‌آبه داریم تا حالا استفاده نمی‌کردیم، این آب مال ماست.

 جناب کلانتری با توجه به اینکه کشاورزان به‌ویژه شهرهای سردشت و پیرانشهر اعتراضاتی داشتند آیا این انتقال آب منطقی است.
ببینید! اصلاً آب زیادی هست چون آن آب وارد کشور عراق می‌شد و به نوعی هرز می‌رفت و در خود آن شهرها هم صرف کشاورزی نمی‌شد. الان با وجود سد کولسه یک تونل معکوس ساخته‌اند که 35 کیلومتر طول دارد، 12 کیلومتر آن ساخته شده که آب را از لب مرز بر می‌گرداند و از این آب علاوه بر مصرف محلی سالی 600 میلیون متر معکب به داخل دریاچه ارومیه سرازیر می‌شود.

 جناب کلانتری حضرتعالی سال‌ها وزیر کشاورزی بودید و بر موضوع بازار محصولات کشاورزی به‌ویژه میوه اشراف دارید. ما متاسفانه شاهد هستیم در سطح تهران قیمت یک کیلو میوه گاهی تا یک سوم حقوق روزانه یک کارگر قیمت پیدا می‌کند. این در حالی است که سود اصلی را دلالان و واسطه‌های سطح شهر تهران می‌برند. وزارت جهاد کشاورزی هم ورود خاصی ندارد و عرصه را واسپرده، نظر شما چیست؟
ببینید ما دو نوع میوه داریم میوه‌های فسادپذیر و میوه‌های فسادناپذیر هرچه میزاد فسادپذیری بیشتر باشد قیمت‌های بین تولید و مصرف وحشتناک می‌شود. یعنی ممکن است تا 10 برابر هم قیمت افزایش پیدا کند. به دو دلیل است یکی فسادپذیری میوه هست که باز دلیل نمی‌شود آنقدر گران شود و دیگری که دلیل اصلی است شبکه‌ای است که در میدان مرکزی میوه و تربار و در سطح شهر برای کنترل قیمت میوه تشکیل شده و هیچگاه دولت‌ها موفق نشده‌اند که این شبکه‌های دلالی را بشکنند. حذف وزارت بازرگانی کمک بزرگی بود به این شبکه ها، این شبکه‌ها تشکیل مونوپول دارند ما حتی در خانه کشاورز اعمال کردیم که شبکه موازی ایجاد می‌کنیم یعنی در کنار میدان مادر یک میدان و مرکز ایجاد می‌کنیم که در آن با کمک خانه کشاورز، کشاورزان بتوانند محصولات خود را مستقیما و بدون واسطه دلال‌ها به تهران برسانند، در این زمینه چند‌ ماه با یکی از بانک‌های خصوصی مذاکره کردیم، اما این مونوپول و شبکه چنان قوی بود که آن بانک را تهدید کردند که نباید در این پروژه سرمایه‌گذاری کنند. اگر شبکه موازی ایجاد کنیم این به شکستن انحصار کمک می‌کند و اگر انحصار شکسته شود قیمت میوه شکسته می‌شود و مصرف‌کننده و کشاورز توامان سود می‌برند. اما اگر این اتفاق بیفتد دلال و مونوپول ایجاد شده در تهران متضرر خواهد شد. برای همین آن بانک را تهدید کردند حتی میادین میوه و تره بار ایجاد شده در سطح تهران به نوعی به این مونوپول کمک می‌کنند.
این میادین از ابتدا با این نیت ایجاد شد که به منطقه‌سازی قیمت میوه و سبزی کمک کنند. حتی قرار بود شهرداری به آنها سوبسید بدهد، نه اینکه این همه از آنها پول بگیرد. دلالی‌هایی که حول محور سرقفلی مغازه‌ها ایجاد می‌شود و همه آن مسائل موجود در آن میادین خود بر بغرنجی اوضاع افزوده است. وقتی قرار است شخص در یکی از میدان‌های سطح شهر ماهی 10 میلیون تومان به شهرداری بدهد یعنی روزی 300 هزار تومان این پول را باید با افزایش حاشیه سود و در نتیجه فشار بیشتر به مصرف‌کننده تامین کند، فلذا شبکه فاسد است. شبکه کلا فاسد است. کشاورز وقتی هندوانه را با قیمتی نازل در سر زمین به دلال می‌فروشد و همان هندوانه با چند صد درصد افزایش قیمت در تهران فروخته می‌شود به دلیل شبکه پیچیده و مافیایی است که هزاران میلیارد تومان گردش مالی دارد و دولت‌ها هرگز وارد این قضیه نشده‌اند.
 جناب کلانتری! میدان مرکزی در مراجعه خبرنگاران گروه پژوهش‌های اقتصادی، آفتاب اقتصادی عنوان کردند که میادین سطح شهر باید یک درصد مشخصی مثلا پنج درصد روی میوه‌ای که ما می‌خرند، بکشند و این اتفاق نمی‌افتد، به نوعی میدان مادر خود را از افزایش قیمت گاها چند صددرصدی مبرا کرد و گناه را به دوش میادین سطح شهر انداخت. در این بین کشاورز متضرر همیشگی است. مشکل کجاست؟ !
فرضا اگر در سال پنج میلیون تن وارد آنجا شود شاید مبلغی در حدود هفت هشت هزار میلیارد تومان، این مبلغ در سطح مغازه‌ها ممکن است به 25 هزار میلیارد تومان برسد. پولی که به کشاورز می‌رسد شاید 700میلیارد تومان باشد و مغازه‌دار که به مردم می‌فروشد شاید تا 30هزار میلیارد تومان برسد. دلیل اینکه هیچ دولتی وارد این زمینه نشده است به این دلیل است که آنها هم آدم‌های صاحب نفوذی هستند. تهدید می‌کنند، که ما را که می‌خواستیم شبکه موازی ایجاد کنیم عملا تهدید کردند: این آدم‌ها که تعدادشان زیاد هم نیست عملا نفوذ دارند. آن شبکه موازی که ما می‌خواهیم ایجاد کنیم، آن زمان به رقمی شاید در حدود 1200 میلیارد تومان سرمایه احتیاج داشت، اما رای بانک را زدند. این شبکه موازی می‌توانست حداقل چهار تا پنج هزار میلیارد تومان فشار را بر مردم کم کند. اما بانک به دلیل آنکه تمدید شد، پا پس کشید. این زمینه در دوران دولت قبل اتفاق افتاد.
 چند دستگاه در کشور هستند، تعزیرات هست و چند دستگاه دیگر اینها آیا با تقویت می‌توانند، مشکل را حل کنند؟
ببینید، با نظارت نمی‌شود، باید انحصار شکسته شود، باید شبکه موازی شکسته شود. رقابتی وجود ندارد، محوریت میدان مادر است و آن آدم‌ها نیز با همدیگر جوینت هستند رقابت نمی‌کنند. رقابت هم مصرف‌کننده رامنتفع می‌کند هم تولیدکننده را، امیدوارم با ایجاد وزارت بازرگانی این اتفاق رخ دهد.

 شما این مشکلات را به مقامات وزارت جهاد کشاورزی انتقال داده‌اید.
ما بره را سپرده‌ایم دست گرگ. اما غافل از آنکه این پول به دست تولیدکننده نمی‌رسد و به دست واسطه‌ها می‌رسد. انحلال وزارت بازرگانی کار غلطی بود. آمدند ادا و اطوار کشورهای غربی را در بیاورند. در کشورهای غربی ممکن است شش وزارتخانه معادل یک وزارتخانه باشد. در کشور ما به بهانه حمایت از کشاورز واسطه‌ها سود می‌برند.

 جناب کلانتری محصولات تراریخته را یک راه‌حل می‌دانید.
قطعا! اکنون پیش از 130 میلیون هکتار در دنیا زیرکشت محصولات موسوم به تراریخته وجود دارد، منتهی ما ایرانی‌ها هم فانتزی فکر می‌کنیم هم سواد کافی را نداریم ممکن است مخالفت‌هایی را ابراز کنیم.

 یعنی مخالفت‌های که شده است به دلیل عدم اطلاع‌رسانی بوده است.
لزوما هم به دلیل عدم اطلاع‌رسانی نبوده است برخی مخالفت‌ها هم به دلیل انگیزه‌ای انحصار صورت گرفته است.
ما در سال مقدار عظیمی محصولات تراریخته وارد می‌کنیم و می‌خوریم. سویایی که به طیور ما داده می‌شود تراریخته است، بسیاری از روغن وارداتی ما تراریخته است. آنجا ما مشکل نداریم، اما اگر خودمان آن را تولید کنیم مشکل داریم. ما اکنون 20 تا 25 سال است تلاش می‌کنیم روغن نباتی را به خودکفایی برسانیم، همان نتایج قبلی حاصل شده است. ما اگر بخواهیم تولید روغن نباتی را افزایش دهیم، باید تولید گندم را کاهش دهیم. پنبه را اگر تولید کنیم باید تولید ذرت را کم کنیم. مادر یک محدوده 000/000/6 میلیون هکتاری داریم مانور می‌دهیم. ما باید تکنولوژی را وارد کنیم تراریخته برای حفظ محیط زیست است، نه برای به خطر انداختن محیط زیست. ما برای مقابله با کرم ساقه‌خوار در شالیزارها در هر هکتار 15 تا 20 کیلو سهم کلرید دیازینول را مصرف می‌کنیم. این هم آب‌های زیرزمینی را هم آلوده می‌کند. صرفاً نظرات فانتزی که جنبه علمی ندارد. در دنیا پیش از چند میلیون دلار در مورد عوارض احتمالی تراریخته‌ها مصرف شده است، تمام تحقیقات نتایج‌اش منفی بوده است.

 بحث‌هایی که در مورد تروربیولوژیک با استفاده از تراریخته‌ها عنوان می‌شود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اینها بخشی به خاطر توهم توطئه است و بخش هم به خاطر بی‌سوادی.

 یعنی انگیزه‌های مادی پشت در این موارد است؟
قطعا پشت سر مسائل همین موضوعات است، مثلا کمپانی‌های تولید سموم کشاورزی با کمپانی‌های تراریخته در یک راستا قرار ندارند و با هم در مخالفت هستند.

 آقای کلانتری، خانه کشاورز نمادی جالب است، تقویت چنین نمادی را در نقش یک نماد سراسری برای جمع کردن کشاورزان در ایجاد نمادهای موازی که اشاره شد موثر می‌دانید؟
ببینید ما یک NGO هستیم که فعالیت اقتصادی مستقیم نمی‌توانیم انجام دهیم، مثل خیلی‌ها که منحرف شدند. خانه کشاورز خوشبختانه یک تشکل سراسری هست، ما در اینجا هر دو‌ماه یک بار جلسات شورای مرکزی داریم، ما امسال در پاییز کنگره چهار سال‌های خود را برگزار خواهیم کرد. اما خود ما فعالیت بازرگانی نداریم، ولی اعضای ما در همان شبکه‌ای عرضه‌ای موازی که با اعلام آمادگی پیش از 100 هزار کشاورز انجام شد، این کار را می‌توانیم انجام دهیم. نقش ما نقش حمایت از کشاورز است.  به شرطی که منابع مالی ما از منبعی تامین شود.

 آیا شما بحث نظارت و کشف قیمت را رد می‌کنید؟
من رد نمی‌کنم، اما در شرایطی که انحصار حاکم است، این به‌تنهایی کار نمی‌کند. در حال حاضر چیزی در حدود 22 تا 23 میلیون تن محصولات سیفی و باغبانی است. یعنی این در یک شبکه شبه انحصار عرضه می‌شود. خیار، انگور یا پیاز گاهی اختلاف قیمت بالا 400 تا 500 درصد را از کشاورز تا مصرف‌کننده شاهد است.

 جناب کلانتری ما سه نهاد داریم، یکی از سازمان میادین میوه و تره بار یکی اتحادیه بارفروشان میوه و دیگری اتحادیه فروشندگان میوه و سبزی است، باهر کدام هم که صحبت می‌کنیم خودشان را مبرا می‌داند. از بحث افزایش چندصد درصدی میوه در تهران، شما چقدر مسئولیت را متوجه این سه نهاد می‌دانید؟
همین‌ها هستند، کسی دیگر نیست بنده یکی از فامیل‌های خودم باغ سیب دارد سیب درجه یک را 1500تومان فروخته، همان سیب در بازار خرید 7000تومان است. این به خاطر انحصار است. اما این انحصار شاید 700 نفر یا حداکثر 1000 نفر باشند. سهم هر کدام هم در میدان مادر شاید 10، دوازده میلیارد تومان است.

 شما واردات را راه حل می‌دانید؟
بالاخره ناچار خواهیم شد که واردات برنامه‌ریزی شده را نیز مورد بررسی قرار دهیم. همه صادرات لازم است، هم واردات.

 بحث کولی‌گری وزارت جهاد کشاورزی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چرا وزارت جهاد کشاورزی خودش را کنار کشیده است؟
وزارت جهاد کشاورزی خودش را کنار نکشیده است، الان مسئولیت تنظیم بازار با وزارت جهاد کشاورزی است مسئولیتشان را انجام نمی‌دهند. در دولت روحانی نیز این مسئولیت از وزارت صنعت به وزارت کشاورزی آمد.

  وزارت جهاد کشاورزی موضعی را عنوان می‌کند که این موضوع تابع عرضه و تقاضا است، نظر شما چیست؟
عرضه و تقاضا به چه قیمتی، وقتی از عرضه تا مصرف گاهی تا 500 درصد هم افزایش قیمت پیدا می‌کنیم، اگر این موضوع پذیرفته است بسیار خوب. این قابل قبول نیست. تنظیم بازار یعنی افزایش قیمت حداکثر
50 درصدی.

 جناب کلانتری، شما تنها رجل سیاسی هستید که بحث مهاجرت میلیونی در اثر آسیب دیدن منابع آب زیرزمینی را مطرح کردید، این اتفاقی هولناک است، نظر شما چیست؟
این اتفاقی است که خواهد افتاد اگر بر سر عقل نیایم، کشاورزی ما به پیش از 120 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز خواهد داشت. تا 1410 این اتفاق خواهد افتاد، مناطق مرکزی کشور تا جنوب زاگرس شرقی در خطر هستند و متاسفانه اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

 شما اعتقاد دارید ستاد اقتصاد مقاومتی بیاید این شبکه‌ای مافیایی را بشکند.
تنها راه‌حل شکست انحصار و وجود رقیب است.

 به عملکرد این دوره وزارت جهاد کشاورزی چه نمره‌ای می‌دهید.
من از 20، 13-14 می‌دهم.

 اگر دولت از شما کمک بخواهد خواهید پذیرفت؟
دولت باید جوان‌ها را به کمک بگیرد.

 شما این جوانگرایی را با توجه به نیاز کشور به تبحر منطقی می‌دانید؟
ما اکنون 50 ساله‌ها را جوان می‌دانیم این 50 سال حداقل 20 سال سابقه اجرایی دارد. اماگاها می‌روند سراغ 70 ساله‌های سیاسی، همه وزرا بازنشسته‌اند، 90 درصد معاونین وزرا بازنشسته‌اند، 100 استاندار بازنشسته‌اند.

 در پایان فرمایشی دارید اضافه بفرمایید؟
نگرانی من محیط زیست و منابع آبی است، این میراث فرزندان ما است،  رسانه‌ها واقعا باید بیشتر از این به آن بپردازند.