• پنجشنبه، 5 اردیبهشت 1398
  • Thursday 25 April 2019
گروه خبر: اخبار‌مهم / اقتصاد بین‌الملل  -  شماره خبر: 281  -  4 بهمن 1395 ساعت 20:24


تاثیر برجام بر جایگاه و منزلت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران
آفتاب اقتصادی- با وجود اینکه حتی بسیار پیش از اعلام توافق بر سر برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، دیدگاه‌های مختلفی در مورد آثار و پیامدهای احتمالی آن وجود داشت، اما با اعلام رسمی توافق و اجرایی‌شدن برجام، واقعیت‌های جدیدی نیز آشکار شد که در بررسی موضوع باید به آن‌ها نیز توجه کرد. البته، بر جام به‌عنوان یک توافق استراتژیک، همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و حتی اجتماعی را در سطوح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی در نوردید و آثار و تبعات خود را آشکار کرد؛ اما تصویری که اکنون از این توافق و پیامدهای آن پیش روی ما قرار دارد، اساساً قابل‌مقایسه با آنچه قبل از توافق به‌صورت نظری مطرح شده بود، نیست. هر چند از همان زمان، بسیاری بر این باور بودند که توافق هسته‌ای ایران و 1+5 جایگاه و منزلت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را ارتقا می‌دهد و حتی مخالفین توافق در غرب و برخی کشورهای منطقه همین موضوع را دلیلی بر نادرست بودن آن می‌دانستند، اما اکنون که در شرایط پسابرجام قرار داریم، بار دیگر می‌توان این پرسش را با اتکا به واقعیت‌های موجود نیز مورد بررسی و تامل قرار داد که برجام چه تاثیری بر جایگاه و منزلت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران داشته است؟
در پاسخ به این پرسش، دیدگاه‌های موافق و مخالف بسیاری نه تنها در ایران و کشورهای طرف توافق، بلکه در بسیاری از کشورهای منطقه نیز که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در معرض آثار و پیامدهای برجام بوده اند، شکل گرفته که هر کدام از یک‌سو مبتنی بر رویکردهای نظری خاص خود و از سوی دیگر مبتنی بر واقعیت‌های موجود است. بنابراین، برای آنکه تصویری جامع و در عین حال دقیق از آثار و پیامدهای برجام شکل‌گیرد، از یک‌سو باید مبانی نظری رویکردهای مختلف را مورد توجه قرار دهیم تا بتوانیم رویکردی که بیشترین ارتباط را با موضوع دارد، انتخاب کنیم و از سوی دیگر، بایستی دلایل موافقت‌ها و مخالفت‌ها را بر اساس واقعیت‌های عملی موجود نیز بررسی کنیم.
دکتر رضا خلیلی معتقد است که برجام باعث تبدیل ایران به قدرت هژمون منطقه‌ای و افزایش نقش و منزلت آن در عرصه بین‌المللی شده است؛ اما این فرض را با تفکیک میان رویکردهای نظری مختلف و تاکید بر رویکرد استراتژیک مورد بررسی و آزمون قرار می‌دهد.
رویکرد استراتژیک؛ مبنای بررسی پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی برجام
با مطرح شدن برنامه هسته‌ای ایران در سطح بین‌المللی از سال 1381 (2002) بدیهی بود که مذاکرات در مورد این موضوع به مهم‌ترین دستور کار سیاست خارجی و امنیتی ایران تبدیل شود و دیدگاه‌ها و نظریات مختلفی درباره آن توسط محققین ایرانی  در داخل و خارج از کشور شکل‌گیرد و چون از همان ابتدا حداقل سه کشور اروپایی به‌صورت مستقیم و آمریکا و برخی کشورهای منطقه به‌صورت غیرمستقیم با موضوع مرتبط بودند، طبعاً باید محافل سیاسی، علمی و رسانه‌ای آن‌ها نیز درگیر موضوع می‌شدند و دیدگاه‌ها و نظریات مختلفی در ارتباط با ابعاد مختلف موضوع در این کشورها هم شکل می‌گرفت.
 اما نه تنها مذاکرات فقط به این کشورها محدود نماند، بلکه دیدگاه‌ها و نظریات هم به محافل سیاسی، علمی و حتی رسانه‌ای آنها محدود نشد. در واقع، با بحرانی شدن موضوع و به‌ویژه تبدیل آن به دستور کار شورای امنیت سازمان ملل متحد از سال 1385 (2006)، طیف بسیار گسترده‌ای از موضوعات مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران در اغلب کشورهایی که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در ارتباط با ابعاد مختلف موضوع بودند، به دستور کار مطالعاتی تبدیل شد و دیدگاه‌ها و نظریات مختلفی در ارتباط با آن شکل گرفت.
در نتیجه شکل‌گیری این فضای بیناذهنی در خارج از ایران، در داخل کشور نیز از یک‌سو به دلیل شکل‌گیری فضای رقابت سیاسی برای انتخاب ریاست‌جمهوری یازدهم و از سوی دیگر، به دلیل آشکار شدن پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سیاست هسته‌ای دولت وقت، حساسیت جامعه به موضوع هسته‌ای به حدی افزایش یافت که صحنه انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1392 به عرصه رقابت میان دو سیاست هسته‌ای متفاوت تبدیل شد.
 در این رویارویی، در نهایت مردم ایران به‌عنوان بازیگر تعیین کننده، رای به پایان گفتمان هسته‌ای دولت وقت و آغاز گفتمانی دیگر بر مبنای تعامل و گفت‌وگو برای حل یک بحران غیر‌‌ضروری دادند که در عین ایجاد امیدواری برای حل و فصل موضوع، ضرورت اتخاذ رویکردی جدید از جانب طرف مقابل را نیز ایجاب نمود.
 بدین ترتیب با روی کار آمدن دولت یازدهم، دور جدیدی از مذاکرات شکل گرفت که در نتیجه آن، امروز نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا بحث‌ها و مناظرات علمی، سیاسی و رسانه‌ای گسترده‌ای در مورد مذکرات هسته‌ای، منتهی به برجام به‌عنوان تجربه منحصر به فرد بین‌المللی و همچنین آثار و پیامدهای آن شکل گرفته است.
البته، این توجه گسترده به مذاکرات هسته‌ای و پیامدهای آن به معنای این نیست که همه از نظر و بر اساس رویکرد واحدی به موضوع می‌نگرند، بلکه رویکردهای مختلفی به موضوع وجود دارد که هیچ یک به اندازه رویکرد استراتژیک نمی‌توانند ابعاد مختلف پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی برجام را منعکس کنند.
در واقع، رویکردهای فنی، حقوقی، سیاسی و امنیتی به‌عنوان دیگر رویکردهای موجود عمدتاً جزءنگر، تقلیل‌گرا، تک‌بعدی و بدون توجه به منافع بازیگران متعدد و چهره‌های فرصت و تهدید هستند، درحالی‌که رویکرد استراتژیک و مبتنی بر چهره‌های فرصت و تهدید می‌نگرد
1-رویکرد فنی
رویکرد فنی را می‌توان مقدم‌ترین نگرش و در عین حال دارای بیشترین فاصله با آثار و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی موضوع دانست. طرفداران این رویکرد از همان ابتدای طرح موضوع هسته‌ای ایران، ضمن تاکید بر ماهیت صرفا! صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای کشور بر این باور بوده‌اند که ماهیت برنامه هسته‌ای ایران فنی و تکنولوژیک است و به همین دلیل، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تنها مرجع ذی‌صلاح برای نظارت و اظهارنظر در مورد آن است؛ اما چون جامعه بین‌المللی هیچ گاه حاضر نشد چنین استدلالی را بپذیرد، بنابراین طرفداران این رویکرد در ایران در نهایت به این نتیجه رسیدند که پیشرفت فنی را حداقل برای به‌دست‌آوردن امتیازات بیشتر بر سر میز مذاکره مورد تاکید قرار دهند.
 در واقع، تاکید بر پیشرفت یا عدم‌پیشرفت فنی مهم‌ترین دغدغه طرفداران این رویکرد نظری بوده و مشکل اصلی کسانی که حتی در تحلیل بر جام نیز چنین رویکردی را ادامه داده‌اند؛ همین است که اصولا به موضوعی فراتر از پیشرفت یا پسرفت فنی نمی‌اندیشند و بنابراین، سخن‌گفتن در چارچوب مفروضات آن اساساً ارتباط معناداری با آثار و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی موضوع نمی‌یابد.
 حداکثر برد این رویکرد آن است که بر مواردی چون درصد غنی سازی یا تعداد سانتریفیوژها تمرکز کند و اندیشیدن به آثار و پیامدهای برجام اساساً از حوزه اندیشه طرفداران این رویکرد خارج است. به عبارت دیگر، کسانی که چه در ایران و چه در خارج از ایران می‌خواهند از زاویه مسائل فنی به موضوع بنگرند، منطقاً نمی‌توانند تصویر روشن و دقیقی از آثار و پیامدهای برجام، به‌ویژه در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی ارائه کنند.
2-رویکرد حقوقی
طرفداران این رویکرد بر اساس توازن میان حق و تکلیف در چارچوب مقررات بین‌المللی معتقد بوده‌اند ایران به‌عنوان عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای به همان میزان که تکالیف خود در مورد پذیرش نظارت بر فعالیت‌هایش را انجام می‌دهد، باید از کمک‌های بین‌المللی برای پیشبرد اهداف صلح آمیز نیز برخوردار شود  و اساساً تیم مذاکره‌کننده قبلی ایران، مذاکره را با هدف ایجاد توازن میان این حقوق و تکالیف دنبال می‌کرد و حتی در اظهارنظر در مورد آثار و پیامدهای برجام نیز عمدتاً در همین چارچوب رفتار کرده است.
این در حالی است که طرفداران این رویکرد در خارج معتقدند ایران با پنهان‌کاری و عدم‌پذیرش نظارت بین‌المللی در مورد بخشی از برنامه هسته‌ای خود بسیاری از مقررات بین‌المللی را نقض کرده و به همین دلیل نه تنها از حق مشروعی برای حمایت از برنامه هسته‌ای خود برخوردار نیست، بلکه باید موضوع آن در دستور کار بازرسی و نظارت دوره‌ای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و همچنین به‌عنوان تهدید کننده صلح و امنیت بین‌المللی در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل قرار گیرد.
 طرفداران این رویکرد در ادامه استدلال‌های خود در مورد برجام نیز بیش از آنکه به آثار و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی موضوع بیندیشند، بیشتر دل‌مشغول برخی تعابیر حقوقی مانند تعلیق، توقف یا حداکثر اعتبار و ضمانت اجرای برجام و میزان پایبندی طرف مقابل به بند مفاد آن شده‌اند و به‌ویژه پس از اجرایی‌شدن برجام با برجسته‌کردن نمونه‌های بدعهدی آمریکا در برداشتن تحریم‌ها می‌کوشند مخالف خود با برجام را جامه‌ای حقوقی بپوشانند.
3-    رویکرد سیاسی
بسیاری از افرادی که ماهیت برنامه و روند مذاکرات هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی و همچنین آثار و پیامدهای برجام را مورد توجه قرار داده‌اند، با نقد و حتی نفی رویکردهای فنی و حقوقی به‌عنوان رویکردهایی تقلیل‌گرایانه بر این باور بوده‌اند که موضع هسته‌ای ایران به دلیل پیوند با ماهیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی به‌عنوان نظام سیاسی خاص و طرفدار تغییر وضوع موجود باید در چارچوب سیاسی مورد بررسی قرار گیرد.
 از زاویه نگاه طرفداران این رویکرد در غرب و برخی کشورهای منطقه، برنامه هسته‌ای ایران، مستمسکی قابل‌توجه برای اعمال فشار و تحریم و ابزاری برای مهار قدرت و نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی آن بود و چون مذاکرات هسته‌ای و بر جام باعث برداشته‌شدن فشار و تحریم از ایران و آزادشدن پتانسیل آن برای بازیگری بیشتر و موثرتر در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی می‌شود، نتیجه آن چیزی جز بی‌ثباتی بیشتر در منطقه نخواهد بود.
به باور دکتر رضا خلیلی، این فقط طرفداران رویکرد سیاسی در خارج نیستند که از آثار و پیامدهای برجام ناراضی‌اند؛ بلکه متاسفانه حتی در داخل کشور نیز طرفداران همین رویکرد به گونه‌ای دیگر نارضایتی خود را ابراز می‌کنند. این‌ها که اغلب مدافعان روش تیم مذاکره‌کننده قبلی برای پیشبرد برنامه و مذاکرات هسته‌ای می‌باشند، معتقدند کشورهای غربی و به‌ویژه آمریکا با این مذکرات به دنبال کاهش قدرت و نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی ایران و به تعبیر برخی حتی نفوذ در داخل و فروپاشی نظام سیاسی ایران هستند. بنابراین، طرفداران این رویکرد در عین حال که به آثار و تبعات منطقه‌ای و بین‌المللی مذکرات هسته‌ای و برجام توجه می‌کنند، اما عمدتاً به بعد سلبی موضوع توجه دارند.
بر جام به‌عنوان یک توافق استراتژیک، همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و حتی اجتماعی را در سطوح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی در نوردید و آثار و تبعات خود را آشکار کرد

 برجام باعث تبدیل ایران به قدرت هژمون منطقه‌ای و افزایش نقش و منزلت آن در عرصه بین‌المللی شده است؛ اما این فرض را با تفکیک میان رویکردهای نظری مختلف و تاکید بر رویکرد استراتژیک مورد بررسی و آزمون قرار می‌دهد.

با روی کار آمدن دولت یازدهم،  امروز نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا بحث‌ها و مناظرات علمی، سیاسی و رسانه‌ای گسترده‌ای در مورد مذکرات هسته‌ای، منتهی به برجام به‌عنوان تجربه منحصربه ‌فرد بین‌المللی و همچنین آثار و پیامدهای آن شکل گرفته است