• جمعه، 30 فروردین 1398
  • Friday 19 April 2019
گروه خبر: اقتصاد بین‌الملل / انرژی  -  شماره خبر: 234  -  1 بهمن 1395 ساعت 20:09

آفتاب اقتصادی رابطه قیمت نفت با تورم جهانی را بررسی می‌كند

تورم به جهان برمی‌گردد
آفتاب اقتصادی: آلمان که از افزایش قیمت‌ها همیشه وحشت داشته، در هفته اول سال 2017 افزایش تورم را گزارش داده و نرخ تورم در این کشور از 8/0 درصد به 7/1 درصد در ماه دسامبر افزایش یافته که بالاترین رقم از ماه ژوئیه گذشته تاکنون است. همچنین افزایش تورم در آلمان باعث کاهش قدرت خرید مردم و خانوارها در این کشور شده است. پس از دو سال که فشار قیمت به طور غیرمنتظره‌ای پایین بود، تورم در سراسر جهان در سال جاری میلادی، احیا شد. در آلمان بعد از جنگ جهانی اول بین سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۳ میلادی سیستم حکومتی وقت آلمان از مکتبی اقتصادی پیروی می‌کرد که چاپ پول بدون داشتن سرمایه سخت را برای دولت ممکن می‌کرد. این کار باعث افزایش نقدینگی در جامعه و ظهور و البته قدرت سفته‌بازان و باعث ایجاد ابرتورم شد که تا نوامبر سال ۱۹۲۳ ادامه داشت. به همین دلیل آلمان همواره از افزایش قیمت‌ها و تورم در کشورش وحشت داشته است. در این گزارش به تاثیر قیمت نفت در افزایش تورم می‌پردازیم.

قیمت نفت در تورم اثرگذار است؟‌
تحقیقات زیادی در مورد قیمت نفت و تورم انجام گرفته که نشان می‌دهد افزایش قیمت نفت تاثیر ناچیزی بر تورم جهانی دارد. ریشه این استدلال این است که نفت وارداتی و به طور کلی انرژی، عامل سوم تولید در کنار کار و سرمایه است؛ بنابراین افزایش قیمت نفت باعث انتقال به چپ منحنی عرضه کل می‌شود یا در سطوح قیمت مختلف، میزان عرضه کاهش می‌یابد. بررسی آخرین آمار و ارقام عملکرد تورم از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ و پیش‌بینی آن برای سال ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ موید این نکته است که در اثر افزایش شدید قیمت نفت، تورم افزایش چندانی نداشته است. گزارش صندوق بین‌المللی پول از عملکرد تورم نشان می‌دهد، در اقتصادهای پیشرفته، نرخ تورم از سال ۱۹۹۸ تا سال ۲۰۰۷ به طور متوسط ۷/۱ درصد است و در سراسر دوره هیچ‌گاه از دو درصد تجاوز نمی‌کند. در حوزه یورو، نرخ متوسط ۹/۱، ژاپن ۹ و در سایر کشورهای پیشرفته ۸/۱ درصد بیشتر نیست. در حالی که ارقام عملکرد سال‌های ۱۹۹۷- ۱۹۸۸ برای کل کشورهای پیشرفته ۲/۳، برای آمریکا ۷/۲، برای ژاپن یک و برای سایر کشورهای پیشرفته ۴/۳ درصد بوده است. به عبارت دیگر، میانگین نرخ تورم از سال ۱۹۹۸ تا سال ۲۰۰۷ نصف میانگین سال‌های ۱۹۹۷- ۱۹۸۸ است. در کشورهای در حال توسعه،‌ در حالی که نرخ تورم متوسط سال‌های ۱۹۹۷- ۱۹۸۸، ۵/۵۳ درصد بوده در فاصله 1۹۸۸ تا ۲۰۰۷ به ۷/۶ درصد کاهش می‌یابد و از سال ۲۰۰۲ به بعد این نرخ کمتر از شش درصد است. متوسط نرخ تورم کشورهای در حال توسعه و حتی کشورهای خاورمیانه که بیشتر آن‌ها صادرکننده نفت هستند بسیار بیشتر از کشورهای پیشرفته است. استدلال دیگری می‌گوید، افزایش بهای نفت باعث رشد مصرف و کاهش تولید و در ادامه کاهش ارزش دلار می‌شود. طبیعی است وقتی مصرف رشد داشته باشد و تولید کاهش یابد، عرضه کالا به مرور کاهش پیدا می‌کند و در بلند مدت اقتصاد با تورم مواجه می‌شود. در نتیجه عرضه محدود کالا، تورم افزایش یافته و در بلندمدت رکود را به همراه می‌آورد. بررسی عملکرد نرخ تورم براساس آخرین وضعیت تا سپتامبر ۲۰۰۶، نشان می‌دهد قیمت بیشتر کالاهایی که در بورس‌های کالاهای مختلف معامله می‌شود، مانند گندم، جو، برنج، قهوه، چای و روغن از سال ۲۰۰۱ به بعد با افزایش قیمت نفت افزایش یافته و این همان اتفاقی است که در سال ۱۹۷۳ (یا حتی قبل از آن در سال ۱۹۷۲) روی داد. بنابراین قیمت مواد غذایی مصرفی خام در یک سال در ایالات متحده ۵/۱۶ درصد رشد داشته است. گزارش‌های مختلف بیانگر آن است که اثر عبور افزایش قیمت نفت به سطح عمومی‌قیمت‌ها ناچیز است. به علاوه، قیمت انرژی مسئله‌ای مربوط به عرضه و تقاضاهای انرژی است؛ در حالی که قیمت عمومی‌کالاها به سطوح عرضه و تقاضا برای پول بستگی دارد. به عبارت دیگر سیاست‌های پولی فدرال رزرو می‌تواند اثرات تورمی‌یا اثرات رکودی داشته باشد.

نفت 50 دلاری، دلیل افزایش تورم آلمان
آلمان که همیشه از افزایش قیمت‌ها وحشت داشته، در هفته اول سال 2017 افزایش تورم را گزارش داده و نرخ تورم در این کشور از 8/0درصد به 7/1 درصد در ماه دسامبر افزایش یافته که بالاترین رقم از ماه ژوئیه گذشته تا کنون است. بسیاری از کارشناسان دلیل افزایش تورم در آلمان را قیمت نفت می‌دانند که در ماه‌های اولیه 2016 به زیر 30 دلار در هر بشکه کاهش یافت، اما به تازگی به بیش از 50 دلار افزایش یافته است. همچنین تورم بیش از حد، برای فوران آماده است که منجر به ترس در مورد کاهش قیمت می‌شود.‌ افزایش نرخ تورم در آلمان با توجه به اینکه مصرف و مصرفگرایی، نیرو محرکه رشد اقتصادی این کشور است، ادامه آن تهدیدی برای رشد اقتصادی آن است. با این حال کارشناسان مسائل اقتصادی و مالی می‌گویند فعلا این میزان تورم بر اشتغالزایی در کشور تاثیر منفی ندارد. نرخ بیکاری در بین جمعیت فعال آلمان اکنون شش درصد است. این میزان نرخ بیکاری پایین ترین رقم از زمان وحدت دو بخش آلمان است.  بر اساس این گزارش شمار کل بیکاران در آلمان به دو میلیون و 691 هزار نفر رسید. از سال 1991 تاکنون سابقه نداشته است که شمار بیکاران آلمان تا این حد کم باشد. رشد اقتصادی خوب، پایین بودن نرخ سود بانکی که وام‌گیری برای شرکت‌ها را آسان کرده و افزایش هزینه‌های عمومی‌زمینه را برای اشتغالزایی بیشتر در آلمان فراهم کرده است.
کاهش امکان اشباع بازار چین
به طور کلی سه عامل بزرگ تورم در جهان، قیمت واردات، فشار ظرفیت در اقتصاد داخلی و انتظارات مردم هستند که با تورم کالاهای وارداتی آغاز می‌شوند. تورم در نتیجه افزایش حجم پول در جامعه و کاهش ارزش پول به وجود می‌آید. یعنی زمانی که حجم پول در جامعه افزایش یافت، افراد تشویق می‌شوند که میزان مصارفشان را افزایش بدهند. به دنبال افزایش مصرف و تقاضا، قیمت‌ها نیز در بازار صعود کرده و تورم به وجود می‌آید. یک سال پیش، محصولات در بازارها کاهش قیمت داشتند که دلیل آن، شکاف در تقاضای کل و ولع بی‌پایان در مورد کالاهای اساسی و تولید بود. در نتیجه آن اقتصاد چین سرگردان شد و بازارهای نوظهور به طور کلی در رکود قرار گرفتند؛ به‌طوری‌که کشورهای برزیل و روسیه، در رکود اقتصادی شدید به سر می‌برند، اما در حال حاضر تغییراتی ایجاد شده و شاید بازارهای نوظهور هنوز هم مشکلات زیادی داشته باشند، اما اقتصادهای بزرگتر در حال تثبیت شدن هستند. پس از 54 ماه سقوط،  قیمت تولیدکننده در چین در حال بالا رفتن است. قیمت کالا در کارخانه‌ها 5/5 درصد در ماه دسامبر افزایش یافته و به همین دلیل امکان اشباع بازار چین کاهش یافته است. شرایط تقاضا در حال بهبود است و در نظرسنجی‌های انجام شده، شادمانی مدیران خرید و بخش تولید در سراسر آسیا و جهان منعکس شده که این امر در احیای  قیمت کالاها قابل مشاهده است.