• پنجشنبه، 5 اردیبهشت 1398
  • Thursday 25 April 2019
گروه خبر: اخبار‌مهم / اقتصاد بین‌الملل / گزارش  -  شماره خبر: 1445  -  15 اسفند 1395 ساعت 21:17

آیا می توان برای نقش باراندازی امارات جایگزینی یافت؟

خروج خار دبی از پای اقتصاد ایران
آفتاب اقتصادی : کشور امارات متحده عربی تفاوت‌‌های ماهوی با دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دارد . این کشور علاوه بر درآمدهای سرشار نفتی دو امتیاز بزرگ دیگر را نیز در اقتصاد خود گنجانده است اول بهره برداری وسیع از توریسم و دیگری استفاده از همسایگی کشور بزرگ ایران میزان دارایی ۵۰۰ هزار ایرانی ساکن این امیرنشین، در حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود . این کشور استفاده بسیاری از همسایگی ایران برده است . ایفای نقش شهر دبی به‌عنوان بار انداز اقتصاد ایران سود سرشار و بسیار یک‌طرفه‌ای را نصیب این کشور کرده است . ادعاهای ضدایرانی امارات را اگر در کنار سود میلیارد دلاری این کشور از ارتزاق غیرمولد از اقتصاد ایران بگذاریم، ترکیبی عجیب و غیرمنطقی به‌دست می‌آید که باید برای آن فکری عاجل کرد. عمان در این بین می‌تواند نقش جایگزین را بازی کند ، روابط ژئوپولتیک مناسب ایران و عمان می‌تواند جایگزینی مناسب برای دبی را در اذهان متبادر سازد ؛عمان !
سوء استفاده از تجارت با ایران
باوجود آنکه قرار بود مناطق آزاد اقتصادی به خصوص جزایر ایرانی خلیج‌فارس تبدیل به مراکز اصلی تجارت و تولید و صادرات محصولات ایرانی در منطقه شوند، شیخ‌نشین‌های امارات با کمک مشاوران غربی کنترل تجارت در منطقه را از چنگ بنادر ایرانی خارج کردند، به همین دلیل نیر بسیاری از ایرانی‌ها برای سامان‌دادن یک تجارت موفق در دوران تحریم تلاش کردند حتماً دفتری در یکی از این شیخ‌نشین‌ها به خصوص در دبی که ثبت شرکت در آن روند بی‌نهایت آسانی دارد در اختیار بگیرند.
این روند، بعد از تشدید تحریم‌ها علیه کشورمان سرعت بیشتری گرفت بود و دوبی به‌عنوان مقصد اول تجار ایرانی فعال در داد و ستد خارجی کشورمان تبدیل شده است.

کلاهبرداری
در این شرایط، به خصوص پس از تشدید تحریم‌ها علیه کشورمان بازار کلاهبرداری و سوءاستفاده از موقعیت خاص تاجران ایرانی در این کشور هم رونق گرفته بود. نکته جالب اینجا ست که این سوءاستفاده منحصر به تجار تازه‌وارد به امارت نبود و بعضاً تجار باسابقه و معتبر نیز از کلاهبرداران حرفه‌ای که متاسفانه اغلب ملیت ایرانی نیز فریب می‌خوردند .
این کلاهبرداران در بسیاری از موارد سوابق سوءمجرمانه در داخل کشور دارند و به دلیل این سوابق در صورت ورود به کشور بازداشت و روانه زندان می‌شوند، به همین دلیل دبی را که در واقع دروازه تجارت ایران با جهان محسوب می‌شود را به‌عنوان «شکارگاه» خود برگزیده‌اند.
بعضی از این افراد در پرونده‌های بزرگ مفاسد اقتصادی مانند مفاسد نفتی نقش داشته‌اند و به دلیل تلاش برای حفظ روابط اقتصادی با مجموعه‌های بزرگ داخل ایران در دبی ساکن شده‌اند و بعضی دیگر در پرونده‌های کوچک‌تری درگیر بوده‌ و پس از گریختن از ایران به دنبال شکارهای دیگری می‌گردند.
اخذ مدارک به بهانه اخذ تابعیت
یکی از ترفندهای معمول این افراد جلب اعتماد کامل تجار و فعالان اقتصادی ایرانی به شیوه‌های متعدد و متنوع از جمله معرفی خود به‌عنوان یکی از افراد مرتبط و معتمد نهادهای مهم ملی و صاحب صلاحیت‌های ویژه در ایران است. آنها به بهانه دریافت تابعیت امارات و دیگر کشورها برای مدیران و تجار یا وصول مطالبات آنها از افراد و شرکت‌های طرف قرارداد مدارک مختلفی را از آنها دریافت می‌کنند تا به‌موقع بتوانند از این مدارک به نفع خود سوءاستفاده کنند.
تجاری که به این کلاهبرداران به ظاهر موجه اعتماد می‌کنند، به آنها اجازه دسترسی به اطلاعات مربوط به شرکت‌ها، تجارت، مطالبات و دیگر موارد حساس شغلی خود را می‌دهند و این دسترسی در واقع کلید ورود کلاهبرداران حرفه‌ای به زندگی شغلی آنها و سوءاستفاده از موقعیت آنها محسوب می‌شود.
آغاز ترک امارات
در ماه‌های اخیر صداهای مختلفی از ابراز نارضایتی از آزارهای گوناگون فعالان اقتصادی به مقیم امارات به گوش رسیده که به‌ظاهر در سال گذشته میلادی بیشتر نیز شده است.
این‌چنین است که مسعود دانشمند رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و امارات که عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی بین‌المللی نیز است، از آغاز هجرت و خروج سرمایه‌گذاران ایرانی مقیم امارات به مقصد سایر کشورهای جنوب خلیج فارس به‌ویژه عمان و قطر خبر می‌دهد.
وی با ترسیم شرایط ویژه‌ای که امارات پس از برقراری تحریم‌ها برای تجار ایرانی به وجود آورده، تصریح می‌کند بارها به طرف‌های اقتصادی خود در دبی تذکر داده که ایران و امارات همسایه‌اند و تحریم‌ها نیز همیشگی نیست، همان‌گونه که انگلیسی‌ها و پرتغالی‌ها رفته‌اند، ناوهای آمریکایی نیز خواهند رفت و سرانجام باز هم ایران و امارات باقی خواهند ماند.
دانشمند اذعان می‌کند دبی بر درستی این نکات واقف است، اما مرکز سیاسی امارات در ابوظبی تحت فشارهای آمریکا چنین شرایطی را دامن می‌زند. این گفت‌وگو نکات تازه‌ای را از این روزهای ایرانیان مقیم دبی و مشکلاتشان به‌دست می‌دهد. .وی در این‌باره می‌گوید :
کشور امارات اصولاً جایی نیست که ما به‌عنوان شریک تجاری خود از جنبه تولید و صادرات به آن نگاه کنیم. امارات برای ما پایگاه تجارت مجدد است. یعنی یک واسطه است که کالاهای وارداتی ما آن‌جا تخلیه می‌شود و به کشور می‌آید و کالاهای صادراتی ما نیز از آن‌جا به‌دست مشتریان می‌رسد. اما در بخش تولید، اصولاًً امارات یک کشور تولیدی نیست. اکنون دقیقاً به خاطر همین واسطه تجاری‌بودن امارات است که با بروز تحریم‌ها روابط اقتصادی دو طرف متفاوت شده است. متفاوت از یک‌جهت این که با بروز تحریم‌ها و قطع ارتباط سیستم بانکی ایران با سیستم بانکی بین‌المللی، تجار ایرانی از فضای بانکی امارات برای انجام اموراتشان استفاده می‌کنند.
به علاوه، حجم بسیاری از کالاهای وارداتی ایران از طریق امارات خریداری می‌شود. با این حال، فشار تحریم‌ها باعث شده است حجم روابط تجاری دو کشور در سال 2012 نسبت به 2011 حدود 30 درصد کاهش یافته و این حجم به سمت هند و چین سوق یابد.حالا چرا چین؟ به این دلیل که قبلاً امارات واسطه خرید کالاهای چینی توسط ایران بود و آمار این تجارت در امارات ثبت می‌شد، اما الان به خاطر تحریم‌ها، معاملات ایران مستقیماً با چینی‌ها انجام می‌شود و نقش امارات در این میان کاهش یافته است.جهت‌بعدی، متفاوت‌شدن روابط اقتصادی ایران و امارات تحت تاثیر تحریم‌ها به تاثیر تحریم بنادر ایران برمی‌گردد.
بعد از این تحریم ، ایران بیشتر از فضای بندری امارات استفاده می‌کند. ما در سال، حدود دو میلیون کانتینر 20 فوت کالای وارداتی داریم که حدود 1.5میلیون کانتینر آن از امارات وارد ایران می‌شود. به این ترتیب، بنادر امارات تحت تاثیر تحریم‌ها افزایش عملیات کانتینری پیدا کرده‌اند، چرا که مثلاً کشتی‌های بزرگ به بنادر ایران نمی‌آیند، بلکه بار مربوط به ایران را در امارات تخلیه می‌کنند و از آن‌جا با کشتی‌های کوچک به ایران منتقل می‌شود.

فشار اماراتی‌ها
 وی در ادامه افزود : یک سمت دیگر ماجرای تحریم، فشار اماراتی‌ها روی شرکت‌های ایرانی است. البته مقامات مختلف اماراتی مرتب این فشارها را تکذیب کرده یا سعی در تلطیف آن دارند. مثلاً می‌گویند سیاست امارات برخورد با تخلفات است و نظر خاصی روی شرکت‌های ایرانی نیست؛ اما واقعاً این‌گونه نیست و تجار و بازرگانان ایرانی گلایه‌های زیادی از فشارها و محدودیت‌های ناشی از تحریم دارند. راه‌های آن متفاوت است. مثلاً برای ایرانی‌ها به بهانه این که حجم فعالیت مالی آنها کم است، حساب بانکی باز نمی‌کنند یا اگر حسابی دارند با آنها شرط می‌کنند موجودی حسابشان باید از فلان رقم کمتر نباشد وگرنه حسابشان مسدود خواهد شد. همچنین نقل‌وانتقالات مالی با دشواری صورت می‌گیرد و از این قبیل بهانه‌گیری‌ها وجود دارد که بعضاً خودشان هم می‌دانند ریشه سیاسی دارد. روشن است که ما در هر مسئله‌ای از طریق ملاقات، گفت‌وگو و تشریح مسائل سعی می‌کنیم مسئله را حل کرده یا تخفیف بدهیم. قبلاً این کار را می‌کردیم، الان هم می‌کنیم، اما مسئله اینجاست قبلا وجود این‌گونه مسائل شدید نبود، لذا مداخلات ما نیز به حل یا روان‌سازی مسئله منجر می‌شد اما الان کار واقعا سخت شده است، چرا که مسائل ریشه سیاسی دارد و از دست دبی کار چندانی برنمی‌آید. می‌دانید که تقسیم‌بندی کار در امارات این گونه است که دبی بازوی اقتصادی و ابوظبی بازوی سیاسی موضوع است.
وقتی ابوظبی تحت فشار آمریکایی‌ها به دبی دستوراتی برای فشار به تجارت ایران می‌دهد، دبی ناچار به اجراست اما با این حال، کار ما ادامه دارد. ما با دوستان اماراتی خودمان صحبت می‌کنیم و این صحبت‌ها فارغ از مسائل سیاسی است. توصیه ما به آنها این است نگذارند رفتارهای سیاسی روی فضای اقتصادی تاثیر بگذارد و تجار دوطرف فارغ از سیاست، فضای اقتصادی خودشان را تنظیم کنند.
مزیت‌های تجاری ایران
دوستان اماراتی ما خودشان می‌دانند مزیت‌های تجاری ایران چقدر برایشان اهمیت دارد. دلایل ما برای این مسئله کاملاً روشن و منطقی است. مثال روشن بزنم. هم‌اکنون از مجموع فضای بازرگانی بندر جبل‌علی دبی حدود 25 تا 30 درصد آن در اشغال ایران است.
واقعاً اگر ایران از این فضا استفاده نکند، کدام کشور است که از این استفاده کند؟ کدام کشور می‌تواند یا برایش صرفه اقتصادی دارد؛ عراق، قطر، بحرین، عمان، پاکستان؟ کدام کشور؟ به هر حال کشورهای حوزه خلیج فارس هستند که باید از ظرفیت جبل‌علی استفاده کنند و مثلاً کانتینر کالاهای خودشان را به آن بندر بیاورند و بعد ترانزیت کنند. آن همه حجم انبار واقعا ًچگونه پر خواهد شد؟ روشن است هر یک از کشورهایی که نام بردم، بنادر خودشان را دارند و از آن استفاده می‌کنند. تازه به خاطر شکل‌گیری روابط جدید اقتصادی در منطقه خلیج فارس، خیلی کشورها روی توسعه بنادرشان سرمایه‌گذاری هم کرده‌اند و این سرمایه‌گذاری‌ها در آن به ثمر رسیده و ظرفیت خالی جدیدی ایجاد شده که ایران می‌تواند به جای جبل‌علی از آن استفاده کند. مثلاً عمان روی دو بندرش مثلاً بندر سلاله این کار را انجام می‌دهد و ظرفیت خالی هم دارد. پاکستان که در دهنه دریای عمان است و اصولاًً ربطی به بنادر امارات ندارد. سایر کشورها مانند قطر و کویت هم بنادرشان کامل است. پس در نهایت ایران می‌ماند و امارات و اگر ایران از این گونه ظرفیت‌های امارات استفاده نکند، دوستان اماراتی ما چه می‌خواهند بکنند؟
این به دو دلیل برمی‌گردد؛ یکی زیرساخت‌های در حال شکل‌گیری و دوم خلق‌وخوی مردم آن کشورها. الان بندر سهار عمان در حال تکمیل زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری خودش است و ظرفیت خالی دارد. بنادر دیگر این کشور هم هستند. عمان بسیار علاقه دارد که مثلاً پایتختش مسقط را در برابر دبی قرار دهد که البته هنوز راه زیادی تا رسیدن به آن باقی‌مانده است.
همچنین خوی و خصلت غریبه‌پذیری مردم عمان به‌ویژه نسبت به ایرانیان بهتر است. در مقابل، مردم قطر غریبه‌پذیر نیستند و همچنین انجام کار ترانزیت و حمل‌ونقل با قطر چندان مزیت مالی ندارد. به‌عنوان مثال، کشتی‌های کانتینری به قطر نمی‌روند و دبی را انتخاب می‌کنند. اما از نظر مزیت مالی نیز باز عمان بر قطر برتری دارد. چون عمان آن سوی تنگه هرمز قرار دارد و کشتی می‌تواند بار خود را در آن‌جا تخلیه کرده و این بار توسط کشتی‌های کوچک به‌راحتی به بندرعباس بیاید. مجموع این ویژگی‌ها باعث شده عمان بر قطر از نظر سرمایه‌گذاران ایرانی ارجحیت داشته باشد.
حالا که امارات با یک چنین رفتارهایی برای خودش رقیب تراشیده، بفرمایید چه تعدادی از شرکت‌های ایرانی از دبی به عمان رفته‌اند؟
اول بگویم که بله. اماراتی‌ها با این گونه رفتارها دارند برای خودشان رقیب‌تراشی می‌کنند و اگر عمان بتواند فضای کسب‌وکار کشور خودش را به نحو صحیحی مدیریت کند و بهبود ببخشد، این رقیب دبی ایرانیان بیشتری را جذب خود خواهد کرد. هم‌اکنون بندر سهار عمان انبارهای متعدد ترانزیتی احداث کرده که به راحتی می‌تواند جای انبارهای بندر جبل‌علی را بگیرد، اما اماراتی‌ها در محاسبه‌ای اشتباه و با علم به این که ایران الان به فضای اقتصادی آنها نیاز دارد، تاقچه بالا می‌گذارند، اما عرض کردم فکر آینده را نمی‌کنند که این رفتار تا چه حد برایشان گران تمام خواهد شد.
در پاسخ به بخش دوم سئوال شما نیز باید بگویم آمار دقیقی درباره این شرکت‌های هجرت‌کرده نداریم، اما برآوردها نشان می‌دهد تاکنون حدود 500 شرکت به عمان رفته‌اند، اما هیچ شرکتی تاکنون به قطر نرفته است. عمانی‌ها خوبی واقعیات منطقه خلیج‌فارس و اکو و نقش ایران را درک کرده‌اند.
آنها می‌دانند در سال حداقل 120 تا 130 میلیون تن بار در منطقه اکو جابه‌جا می‌شود و حدود 50 درصد این رقم متعلق به ایران است.
می‌دانید ورود مثلاً 50 میلیون تن بار در سال با بنادر عمان چه خواهد کرد؟ورود کشتی‌های بزرگ به بنادر این کشور و سپس ورود کشتی‌هایی کوچک‌تر برای حمل مجدد این بارها به ایران، جانی تازه به اقتصاد عمان خواهد داد. از سوی دیگر، عمانی‌ها ایرانی‌ها را دوست دارند و علاقه‌مند به ایران هستند، اما هنوز زیرساخت‌هایشان کامل نشده است. مثلاً ارتباط نظام بانکی عمان با نظام بانکی بین‌المللی هنوز برقرار نشده است و این کار را مشکل می‌کند، اما مثلاً بین ایران و دبی و با دنیا بلافاصله در هر حجمی‌که بخواهید پول جابه‌جا می‌شود و ظرف 48 ساعت بار را در بندرعباس تحویل می‌گیرید.