• جمعه، 29 تیر 1397
  • Friday 20 July 2018
گروه خبر: اخبار‌مهم / اقتصاد بین‌الملل / گزارش  -  شماره خبر: 11469  -  14 اسفند 1396 ساعت 10:04

آفتاب اقتصادی بررسی می‌کند

کیفیت آمارهای رشد اقتصاد چین کاذب است؟
آفتاب اقتصادی- الهام علائی: رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۱۶ بالاتر از سطح انتظار بود و سرمایه‌گذاران را در داخل و خارج چین راضی کرد و تاثیرش روی اقتصاد جهان را هم حفظ کرد. آمار نشان داد که در سال ۲۰۱۷، تولید ناخالص داخلی چین به میزان ۶.۹ درصد رشد داشته و این در حالی بود که در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۵ این رقم به ترتیب ۶.۷ درصد و ۶.۵ درصد بود. رشد تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۱۷ با برنامه‌های تشویقی دولت چین و نیز بهبود فضای تجارت جهانی همراه بود. اما این آمار رشد باعث شد این پرسش مطرح شود که آیا رشد دومین اقتصاد بزرگ دنیا بالاخره باثبات مواجه می‌شود؟ تعدادی از اقتصاددانان در گفت‌وگو با رویترز مطرح کرده اند که رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۱۸ کند خواهد شد و به ۶.۵ درصد خواهد رسید. اگر هم این‌طور باشد، چین باید از این سرد شدن رشد اقتصادی‌اش استقبال کند؛ چون احتمالش هست که راه تخریب الگوی قدیمی اقتصادی و غالب چین از این طریق هموار شود.

نقطه آغاز کاهش نرخ رشد اقتصاد چین
اگر به تاریخچه اقتصاد چین بنگریم، مشاهده می‌کنیم که تا پیش از وقوع بحران اقتصادی جهانی در سال ۲۰۰۸، اقتصاد چین با سرعتی سرسام‌آور پیش می‌رفت. اما وقتی بحران رخ داد،‌ نرخ رشد کاهش یافت. تنها بسته مشوق چهار تریلیون دلاری دولت بود که توانست باعث رشد مجدد اقتصاد چین شود و آن را در سه ماهه‌ اول سال ۲۰۱۰ به رشد ۱۲.۲ درصدی برساند. با وجود این،‌ سیاست‌های پولی بعدی چین باعث شد که رشد اقتصادی دوباره رو به کاهش بگذارد؛ به طوری که دولت مجبور شد به ارائه بسته‌های تشویقی کوچک در اواخر سال ۲۰۱۱ و اوایل سال ۲۰۱۲ روی بیاورد. این اقدام نیز احیای معتدل و کم‌عمری را در رشد اقتصادی چین به همراه داشت و در نهایت، این رشد دوباره رو به کاهش گذاشت. با این حال در سال ۲۰۱۶ بود که رشد اقتصادی چین دوباره به حالت باثبات برگشت و در سه دوره سه ماهه پشت سر هم، روی رقم ۶.۵درصد ثابت ماند.

آمارهای اقتصادی کاذب یا حقیقی؟
در اینکه چین طی سالیان گذشته از نرخ رشد اقتصادی چشمگیر و فزاینده‌ای برخوردار بوده شکی نیست، اما برخی از تحلیلگران اقتصادی معتقدند که این کشور در حال حاضر حداقل در برخی بخش‌های اقتصادی خود مانند بخش خدمات و نیز اقتصاد اینترنت‌محور از این رشد برخوردار نیست. حتی برخی از کارشناسان معتقدند که آمارهای کنونی رشد اقتصاد چین دلگرم‌کننده است و داده‌های مختلف از شتاب فزاینده اقتصاد چین حکایت می‌کنند. برخی صاحب‌نظران این آمار را به تلاش گسترده چینی‌ها برای بالا نشان‌دادن رشد در زمان پیش از برگزاری کنگره حزب کمونیست چین نسبت می‌دهند و آن را کاملا قابل اعتماد نمی‌دانند. شاید به همین جهت است که برخی اقتصاددانان عملا به شکلی محتاط درباره دورنمای اقتصاد چین در سال ۲۰۱۸ اظهار نظر می‌کنند.
اما به هر حال، یک موضوع کاملا محرز است: اینکه احیای رشد اقتصاد چین کاملا جامع نبوده است و بخش‌هایی مثل املاک، خرده‌فروشی و عمده‌فروشی، بانک‌داری و فراهم‌کردن اعتبار مالی کاملا از قافله عقب بوده‌اند؛ یعنی رشد آنها یا کاهش یافته یا ثابت مانده است. به صورت اصولی، دهه‌هاست که رشد قابل توجه اقتصاد چین توسط سه محرک صورت گرفته است: سرمایه‌گذاری‌های عمده، صادرات و مصرف خصوصی داخلی. اما سرمایه‌گذاری روی دارایی‌های ثابت به خصوص در املاک و زیرساخت‌ها در ضعیف‌ترین حالت خود از سال ۱۹۹۹ تاکنون قرار دارند و این شرایط باعث می‌شود که صادرات و نیز مصرف خصوصی نیز نتوانند خوب رشد کنند. اما سرمایه‌گذاری‌های عمده عملا اهمیت زیادی دارند و روی بخش‌های دیگر نیز تاثیر زیادی می‌گذارند بنابراین شکی نیست که این بخش، رشد امسال و سال‌های بعدی چین را نیز دچار کندی خواهد کرد.
پیچیدگی پیش‌بینی رشد تولید ناخالص داخلی
یک نکته هم وجود دارد که پیش‌بینی درباره رشد تولید ناخالص داخلی چین در آینده را دشوارتر می‌کند. قضیه این است که دولت چین دارد اقتصادی را که مبتنی بر سرمایه‌گذاری‌های دولتی و صادرات بوده، به سمت اقتصادی سوق می‌دهد که مبتنی بر خدمات، نوآوری و مصرف خصوصی است. این مسئله عملا پیچیدگی‌های خودش را به همراه می‌آورد. همچنین در شرایطی که نظام مالی چین درگیر آسیب‌پذیری‌های مختلفی شده است، نیاز به یافتن تعادلی بین رشد و تحولات ساختاری ضروری به نظر می‌رسد. تنها در این صورت است که می‌توان با معضلاتی مثل ظرفیت مازاد در برخی صنایع، افزایش بدهی‌ها، آلودگی و تخریب محیط زیست و البته فساد مالی در سطوح مختلف مواجه شد.

رشد واقعی چین در سال‌های اخیر
هادی حق شناس کارشناس اقتصادی در این راستا به آفتاب اقتصادی گفت: «به طور قطع می‌توان گفت که اقتصاد چین در طول سه‌دهه گذشته رشد دو رقمی یا نزدیک به دو رقمی داشته و آثار آن را می‌توان در اقتصاد این کشور و اقتصاد جهان مشاهده کرد. یکی از آثار این مسئله، رهایی صدها میلیون نفر در چین از قرار داشتن در خط فقر است. همچنین امروز به دلیل ذخایر ارزی چند هزار میلیارد دلاری چین در آمریکا توانسته است با بزرگترین اقتصاد دنیا، یعنی آمریکا که به‌تنهایی ۲۰ درصد اقتصاد جهان را تشکیل می‌دهد وارد جنگ تجاری می‌شود. از سوی دیگر، چین همه بازارهای جهان را تسخیر کرده است بنابراین رشد اقتصادی این کشور در سال‌های اخیر به صورت واقعی اتفاق افتاده است.»

عدم تکرار رشد پیشین برای اقتصاد چین
حق شناس درباره آینده اقتصاد چین اظهار داشت: «اینکه احتمال دارد رشد اقتصادی چین در آینده همانند سال‌ها و دهه‌های گذشته نباشد، قابل قبول و طبیعی است. در اقتصاد وقتی نزدیک به ظرفیت اشتغال کامل می‌رسیم، یعنی وقتی سرمایه و نیروی انسانی در اشتغال کامل به سر می‌برند، دیگر رشد اقتصادی دو رقمی و بالا قابل تصور نیست. به‌عنوان مثال، امروز کشورهای اروپایی مانند فرانسه، انگلیس و آلمان یا کشور آمریکا نمی‌توانند رشد اقتصادی دورقمی داشته باشند. زیرا آنها در سنوات گذشته از ظرفیت کامل اقتصاد خود استفاده کرده اند. بنابراین در این کشورها رشد اقتصادی در حدود دو یا سه درصد است. از سوی دیگر، در کشوری مانند ژاپن، یکی از عوامل رکود اقتصادی این بود که ژاپن از ظرفیت کامل اقتصاد خود استفاده کرده بود و تقاضای جدید اقتصادی وجود نداشت. لذا رشد اقتصادی این کشور نیز در سال‌های اخیر در حدود یک یا دو درصد بوده و در برخی از سال‌ها نیز رشد اقتصادی منفی را تجربه کرده است.»
این کارشناس اقتصادی افزود: «بنابراین رشد اقتصادی چین در سال‌های آینده حتما کند خواهد شد و رشد اقتصادی که در دهه گذشته داشته، تکرار نمی‌شود.»
عوامل حرکت ابرقدرت اقتصادی جهان به سوی کاهش رشد اقتصادی تا حدودی روشن هستند، اما اینکه چین تا چه اندازه در ارائه آمارهای اقتصادی امیدوارکننده موفق است، جای بحث دارد. به هر روی، این موفقیت تا حدی بوده که تصور جهانی از اقتصاد این کشور به گونه‌ای است که شاید حتی برخی از اقتصاددانان نیز تصور کنند که قرار است چین تا ابد با همین شتاب به سوی توسعه اقتصادی بتازد. اما نکته‌ای که ذکر آن خالی از لطف نیست این است که شاید بتوان برخی آمارهای اقتصادی چین را با برخی از محصولات کم کیفیت یا حتی بی کیفیت این کشور مقایسه کرد. قیاسی که حداقل برای کشورهایی مانند ایران که با چنین کالاهایی آشنایی دارند، ملموس و قابل تامل به نظر می‌رسد.