• یکشنبه، 25 آذر 1397
  • Sunday 16 December 2018
گروه خبر: یادداشت‌  -  شماره خبر: 11367  -  6 اسفند 1396 ساعت 13:27

محمد امیرزاده *

یادداشت-قاصدک‌های سرگردان مالی
 پس از کاهش نرخ سود بانکی طبیعتا مانند قاصدک‌های کوچکی که از گل اصلی جدا می‌شوند، هزاران سپرده کوچک مردم از سیستم بانکی خارج شد و در جستجوی بازارهای جایگزین می‌گشت، برخی مردم کم اطلاع به شکل ناآگاهانه رو به بازار ارز آوردند تا به عنوان جایگزینی برای سپرده گذاری بانکی آن را به کار برند. در این بین برخی این گزاره را مطرح کردند که چرا بخش خصوصی در جذب این منابع خرد فعال نیست و به اصطلاح کمی خلاقیت به خرج نمی‌دهد تا سرمایه‌های خرد و پرتعداد مردم را جذب نماید و آنها را در کسب و کارهای مختلف سرمایه گذاری کند. باید گفت دو دلیل برای این مسئله وجود دارد، اولاً برای بخش خصوصی واقعی آن قدر قوانین سختگیرانه وجود دارد که دست و پای بخش خصوصی را بسته‌اند، در مقابل خصولتی ها و بخش نیمه دولتی تا دلتان بخواهد دستشان باز است. یعنی برعکس کشورهای توسعه یافته، برای  شرکت‌ها و فعالان بخش خصوصی پروتکل تعریف شده‌ای وجود ندارد که بر طبق آن به بخش خصوصی اجازه داده شود تا نسبت به مکش و جذب این سرمایه‌های کوچک اقدام نماید. در بسیاری اوقات مجوزها و طرح‌ها چنان در پروسه‌های اداری گیر می‌کند که شخص را از انجام اصل سرمایه‌گذاری پشیمان می‌کند. همچنین در اقتصاد متلاطم و درحال تغییری همچون کشور ما ریسک سرمایه‌گذاری قابل توجه است و طبیعی است کسی که سرمایه‌گذاری می‌کند و منابع مردمی هم جذب کرده است ، ممکن است در راه رسیدن به هدف با دست اندازها و مشکلاتی روبه‌رو شود، کافی است تا چک شما برگشت بخورد به سرعت  از بسیاری مسائل همچون دریافت دسته‌چک، دریافت تسهیلات و مسائلی همچون ضمانت‌نامه‌ بانکی محروم می‌شوید. از سوی دیگر، به اعتبار کدام بازار هدف و رونق اقتصادی و شادابی در تولید ما از مردم پول بگیریم تا در فعالیت‌های مولد به کار ببریم؟ اینها پرسش‌های حقیقی، مشروع و مفیدی است که دولتمردان باید از خود بپرسند. تا زمانی که به این سوالات پاسخ داده نشود بازارهای حبابی و غیرمفیدی مثل بازار ارز به قبله آمال سرمایه‌های خرد مردم تبدیل می‌شود.

* رئیس کمیسیون فنی و مهندسی اتاق بازرگانی