• پنجشنبه، 8 خرداد 1399
  • Thursday 28 May 2020
گروه خبر: اخبار‌مهم / انرژی / گزارش  -  شماره خبر: 10983  -  30 دی 1396 ساعت 11:58

تجهیزات فرسوده‌ای که هرگز جایگزین نشد

آیا مقامات شرکت ملی نفتکش در مورد حادثه سانچی بی تقصیرند؟
آفتاب اقتصادی - گروه صفحه اول: اگربه آرشیو رسانه‌ای کشور مراجعه شود، با سرچی ساده و چک کردن تاریخ ها متوجه خواهیم شد که آفتاب یزد اولین رسانه‌ای بود که به صورت رسمی بحث کم‌کاری دولت چین را مطرح کرد. از فردای آن روز مقامات سازمان بنادر و به ویژه شرکت ملی کشتی رانی انگار هدیه‌ای آسمانی دریافت کرده باشند و به صورت غیرمستقیم نکته‌ها گفتند از همکاری نصفه و نیمه چینی‌ها و مطبوعات نیز تحلیل‌ها نوشتند و همین سرآغازی شد بر یک سونامی ملی رسانه ای که تمام تقصیرها را متوجه چینی‌هامی‌دانست. نمی‌توان کتمان کرد که در مجموع کمتر تحلیلگر منصفی می‌تواند از کنار برخی ابهامات که در رابطه با همکاری چینی‌ها وجود دارد به سادگی عبور نماید، اما پرسش این است که آیا این موضوع  می‌تواند ناقض مسئولیت ذاتی مسئولین ایرانی دخیل در موضوع باشد؟ آیا شرکت ملی نفتکش در این مسئله کاملاً بی‌تقصیر است؟ چینی‌ها تنها بدشانس بودند که این حادثه در نزدیکی آبهای آنها رخ داد و احتمالاً مقداری کم‌کار آنچنان که کاپیتان فضل الله ربیعی مطرح می‌کند: «باید مشخص شود چرا چینی‌ها در شب، عملیات اطفای حریق را متوقف و از روش هوایی برای اطفای حریق استفاده نکرده‌اند؟» او می‌گوید: «باید مشخص شود که ترجیح چینی‌ها سوختن کشتی بوده است یا اطفاء حریق؟». با این همه چرایی رخ دادن این حادثه و احتمال وجود نواقص جدی در سیستم‌های هشدار و HSE  این مسئله را مطرح می‌نماید که آیا خصوصی‌سازی شرکت ملی نفتکش کار درستی بود؟ چگونه شرکتی تا بدین حد تخصصی باید از بدنه مادر (شرکت ملی نفت) جدا شود و به وزارتخانه‌ای کاملاً غیر مرتبط سپرده شود؟  اداره شرکتی چنین عظیم نیاز به مدیرانی دارد که حداقل بیست سال را در عرصه نفت و حمل و نقل دریایی سپری کرده باشند، اینکه پس از رفع تحریم ها مدیران منصوب ملی نفتکش تا چه میزان به مانورهای ایمنی و تمرینات مرسوم و همچنین تعویض قطعات معیوب مرتبط به سامانه‌های ایمنی نفتکش‌ها همت گمارند، پرسشی است که آنها باید پاسخ دهند. این مسئله به ویژه در مورد 20 فروند نفتکش فرسوده خریداری شده از کشور چین باید مورد بررسی نهادی مستقل از شرکت ملی نفتکش قرار گیرد. این چه خصوصی سازی است که این شرکت هنوز پسوند ملی اش
را حفظ کرده و تحت نظر وزارتخانه‌ای
قرار گرفته که وظیفه‌ ذاتی‌اش رسیدگی به کار و
امور اجتماعی است و  نه نفت؟ از تصادفات مکرر قطار و سقوط متعدد هواپیما تا پلاسکوها و اکنون سانچی، این سوال ذهن افکار عمومی را درگیر نموده است که چرا در این حوادث همه مقصرند الا مسئولین؟

  ملی اما خصوصی
شرکت ملی نفتکش در سال 1334 تاسیس شد و  54 سال بعد در میان بهت و ناباوری هزاران فعال و مدیر صنعت نفت، از شرکت ملی نفت منفک شد و در عجیب‌ترین فرایند خصوصی سازی جهان به یک بخش دولتی دیگر واگذار شد! آن زمان تحریم‌ها را دلیل اصلی چنین اقدامی عنوان کردند. هرچند کسی نگفت که چرا این مجموعه به یک بخش خصوصی واقعی منتقل نشد و یا با تصویب برجام دوباره به بدنه نفت بازنگشت. شرکت ملی نفتکش در زمان جنگ تحمیلی کارنامه بسیار خوبی از خود به جای گذاشت، علی رغم 200 حمله هوایی، روند انتقال 5/2 میلیون بشکه نفت در روز توسط این شرکت و مدیران کارکشته‌اش بدون وقفه ادامه یافت، آنهم با حداقل سوانح. در دوره اخیر اما واگذاری شرکت ملی نفتکش به یک مجموعه غیرمتخصص و همچنین افزایش حجم ناوگان به 42 فروند نفتکش که عملاً شرکت ملی نفتکش را به بزرگ ترین شرکت در جهان بدل نموده است، این شرکت را با مسائل جدیدی رو به رو ساخته است. خرید نفتکش‌های عموماً فرسوده در راستای
دور زدن تحریم ها صورت گرفت. تجهیزات
کهنه این نفتکش‌ها که با پرچم کشورهایی همچون پاناما و لیبریا در حال حمل مواد نفتی و میعانات هستند در کنار فربه شدن سازمان و ورود نیروهای بیگانه با بدنه ملی نفتکش مشکلات بسیاری را به وجود آورده است. بیژن زنگنه در همان ابتدای ورودش به وزارت نفت در دولت یازدهم در اقدامی عاجل بلافاصله جلو خصوصی‌سازی‌های عجیب بسیاری از شرکت های نفتی همچون شرکت ملی پخش و خطوط لوله و مخابرات را گرفت، اما در مورد شرکت ملی نفتکش ظاهراً کار از کار گذشته بود و دیگر بازگشتی در کار نبود. جالب این است یکی از سهامداران فعلی این شرکت، صندوق بازنشستگی کشور است که خود به دلیل ضعف مدیریت و مشکلات بسیار با
مشکلات مالی و ساختاری بسیاری دست و پنجه
نرم می‌کند و معلوم نیست بر اساس
کدام استدلال به واگذاری سهام ملی نفتکش به این شرکت موافقت شده است و یا آنکه اکنون با توجه به ضعف شدید مدیریتی چرا این شرکت دوباره به ملی نفت بازگردانده نمی‌شود تا شاهد سانچی‌های دیگر نباشیم؟

  شرکت ملی نفتکش و پرچم مصلحتی
شرکت ملی نفتکش به ویژه در دوره جدید مدیریتی خود، از پرچم سایر کشورها به صورت مصلحتی استفاده می‌کند که دلیل این امر هم قوانین آسانگیر آن کشورها و مزایای آن عنوان شده است، اما کشورهایی که به اصطلاح اقدام به اجاره پرچم اینچنینی می‌نمایند باید نکات بسیاری را رعایت کنند:
-کنوانسیون بین‌المللی ایمنی حیات در دریا که شامل استانداردهای ساختمان کشتی، ایمنی در مقابل آتش سوزی و
 تجهیزات نجات و قوائد حمل کالاهای خطرناک است.
-پروتکل کنوانسیون مزبور درباره ایمنی نفتکش‌ها شامل ضرورت داشتن رادارهای یدکی، سکان‌های اضطراری و روش‌های بازرسی.
-کنوانسیون بین المللی خط شاهین (خطوط بارگیری) که عدم رعایت مقررات آن باعث سوانح دریائی زیادی شده است.
-موافقتنامه کشتی‌های ویژه
-مقررات مندرج در قطعنامه‌های
 سازمان‌های دریائی بین المللی (ایمو)
-مقررات سازمان‌های بین‌المللی کار درباره مشخصات خدمه کشتی‌ها و آمادگی آنها برای برخورد با وضعیت‌های اضطراری
-کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها
(بخش های مربوط به ایمنی دریانوردی و مسئولیت دولت‌ها)
تمام این موارد برای افزایش سطح ایمنی کارکنان و کشتی وضع شده است. حال پرسش این است که با توجه به اخباری که از درون شرکت ملی نفتکش به گوش
 می رسد آیا این شرکت تمام این موارد را رعایت کرده است؟

  ایمنی و تجهیزات فنی
دکتر سعید مظاهری عضو هیئت علمی پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی می‌گوید: « این حادثه چه تصادفی و چه غیرتصادفی در مجموع نشان داد که ساختار ایمنی نفتکش‌های ما با ضعف های جدی مواجه است. همین که شرکت راهبر نفتکش‌های ما اذعان می‌کند که از طریق منابع خارجی متوجه سانحه شده و سیستم ارتباطی لازم برای اطلاع از حادثه پیش آمده برای کشتی را نداشته، نشان از اشکال در سیستم ایمنی است.... مشکلات ساختاری وجود دارد که لازم است برای پیشگیری از تکرار این قبیل سوانح آنها را برطرف کرد.» براساس گفته کارشناسان مستقل و برعکس گفته برخی مسئولین امر، احتمال برخورد در دریا عملاً به صفر رسیده است، زیرا در دریا کانال‌هایی وجود دارد که همچون جاده لایروبی شده است و کشتی‌ها ناچار هستند که از درون آنها عبور کنند، ظاهراً پس از یازده سپتامبر رصد کشتی‌ها شدیدتر شده است و مانند هواپیما از سامانه مرکزی کنترل ترافیک دریایی کنترل می‌شوند. همچنین کشورهای دارای ناوگان نفتکش، خود به صورت مستقل  دارای سامانه‌های کنترل هستند که البته با توجه به اینکه شرکت ملی نفتکش خبر تصادف را از منابع خارجی آن هم با تاخیر شنیده است، به نظر می‌رسد تجهیزات موجود در شرکت هنوز نوسازی و تعمیر نشده‌اند.

  تجهیزات هشدار
علاوه بر مانورهای دوره‌ای و صرف هزینه برای استخدام مربی و کارشناس HSE   تجهیزات هشدار بسیاری باید در نفتکش‌ها نصب گردد تا بتوان ادعا کرد که مدیران به فکر ایمنی کارکنان نفتکش هستند و سهل انگار نبوده اند.

  اتوپایلوت
این سیستم در واقع ترکیبی از سیستم‌های هیدرولیک، الکتریکی و مکانیکی است و برای کنترل سیستم فرمان‌دهی کشتی از راه دور مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  سیستم گیرنده صدا
این سیستم امکانی را در اختیار مامور مسیریابی درون کابین قرار می‌دهد تا به سیگنال‌های صوتی و بوق کشتی‌های دیگر گوش دهد. سیستم‌های اکو از فاصله ۴۵ تا ۶۵ کیلومتری می‌توانند نزدیک شدن کشتی‌های دیگر را اطلاع دهند.

  گیرنده GPS
گیرنده GPS یا سیستم موقعیت‌یاب جهانی، نوعی نمایشگر است که برای
نشان دادن موقعیت کشتی‌ها با کمک ماهواره‌های موقعیت‌یاب موجود در مدار زمین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  لامپ‌های مسیریابی
تمامی کشتی‌ها ملزم هستند که به لامپ‌های روشنایی در شب مجهز شوند. این لامپ‌ها نقش مهمی به‌ویژه در زمان تاریکی هوا و مشکلات رویت شناورها دارند.

  سیستم تشخیص خودکار
این سیستم که به ‌اختصار AIS خوانده می‌شود به خدمه کشتی کمک می‌کند تا موقعیت دقیق و دیگر اطلاعات آماری کشتی‌های دیگر را به دست آورند. AIS برای این منظور از کانال‌های رادیویی VHF به‌عنوان فرستنده و گیرنده استفاده و پیام‌های خود را با کمک آنها منتقل می‌کند. درواقع این سیستم، سرعت، مسیر حرکت و جزئیات دیگر کشتی‌های اطراف را روی صفحه نمایش می‌دهد.

  بازرسی مدارک
سازمان بازرسی کل کشور می‌تواند به این مسئله ورود نماید و با کنترل مدارک از صحت اجرای پروتکل‌های ایمنی دریایی توسط مسئولین امر مطمئن گردد. کمیسیونی در مجلس می‌تواند این مسئله را بررسی نماید که چه میزان از بودجه در شرکت ملی نفتکش صرف امور ضروری و اجباری همچون خرید تجهیزات ایمنی ضروری گردیده است. با توجه به اذعان مسئولین شرکت ملی نفتکش به این مسئله که چینی‌ها رقیب ایران هستند و با توجه به اینکه این نفتکش‌ها از چین خریداری شده‌اند و براساس شواهد بسیاری از لوازم آنها باز شده‌اند، باید از آنها پرسیده شود که چرا با سیستم های ایمن و درست جایگزینی‌های لازم صورت نگرفت.
سفرهای خارجی مقامات شرکت ملی نفتکش در چه راستایی بوده است و به چه تعداد صورت گرفته است؟ هزینه همایش‌ها و هتلینگ و ماموریت خارجی به چه مقاماتی تعلق گرفته است؟ پرسش های بسیاری در بین است که مقامات فعلی شرکت ملی نفتکش موظفند تا در ساحت افکار عمومی به آنها پاسخ دهند.
جان عزیزان این ملت اگر در اثر سهل انگاری و ضعف مدیریت آنها به خطر نزدیک شده باشد، آیا نباید تاوانش را بدهند؟ اگر غیر از این هم باشد که پاکی و طاهر بودنشان بر همگان معلوم خواهد شد!